تعیین مسیر...

حال و هوای مسیر این روزهای مترو را دوست دارم

همان جا که صدای خانم راهنما به گوش می رسد که:

دانش گاه امام علی (ع)

مسافرین محترمی که قصد ادامه  مسیر به سمت ایست گاه  "ولی عصر" را دارند،در این ایست گاه از قطار پیاده شده و پس ازتعیین مسیر به سمت ایست گاه "ولی عصر" حرکت کنند...



من ... تو ... او ...

"بسم رب الشهدا"

شاید درد و دلهای او هنوز....

من جنگیدم ، تو تماشا کردی،او فرار کرد

 من توی کرخه شنا کردم، تو به استخر سرپوشیده رفتی ، او با اسکی روی آب ،مزاحم خواب ماهی ها شد.

 من با صدای آهنگران بزرگ شدم،تو ،در حمام از صدایت لذت بردی ،او آخرین ترانه های لس آنجلسی را زمزمه کرد .

 من عکس مهدی باکری را قاب گرفتم ،تو عکس بچه گربه های ملوس را از بازارقائم خریدی.او آلبوم جشن تولدهایش را ورق زد.

 من شربت صلواتی خوردم . تو کوکاکولا را سر کشیدی ، او لیموترش را در گیلاس فشار داد.

 من زخمی شدم ،تو نزدیک بود دلت بسوزد. او جای نیش پشه را خاراند.

 من لباس بیمارستان پوشیدم. تو جلوی آیینه پیراهن تازه ات رانگاه کردی . او به دنبال مایوی آمریکایی ، میدان محسنی را زیر پا گذاشت.

 من به اتاق عمل رفتم. تو  چرت بعد از ظهرت را از دست دادی . او ،دمر روی تخت افتاد و بالا آورد ! 

من به اقیانوسی از نور افتادم. تو زیر هالوژن ها به تماشای ویترین ایستادی ، او مه شکن های بنزش را در تونل کندوان روشن کرد.

 من هنوز رویایی بزرگ هستم.... تو... او...

شاهزاده قریش

 

خديجه بنت خويلد، بن اسد، بن عبد العزّى، بن قصى، بن كلاب، بن مرة، بن كعب، بن لؤى، بن غالب، بن فهر پدر بزرگوارش «خويلد» قهرمان دلاورى بود كه در دفاع از حريم كعبه، روز به ياد ماندنى آفريد.
مادرش «فاطمه» بنت زائده، بن أصمّ، بن رواحه، بن حجر، بن عبد، بن معيص، بن عامر، بن لؤى، بن غالب، بن فهر بانويى با فضليت بود. بنابراين حضرت خديجه سلام الله عليها از تيره قريش مى باشد، از سوى پدر در نياى سوم واز سوى مادر در نياى هشتم با نسب پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله پيوند مى خورد.

نام نامى والقاب گرامى حضرت خديجه سلام الله عليها

براى حضرت خديجه سلام الله عليها القاب فراوانى است كه از عظمت بيكران وقداست بى پايان آن حضرت حكايت مى كند، كه از آن جمله است: صديقه، مباركه، ام المؤمنين، طاهره، راضيه، مرضيه و... .
يتميان او را «اُمّ اليتامى»، بينوايان او را «اُمّ الصعاليك»، مؤمنان او را «اُمّ المؤمنين» وكوثر جارى خلقت نيز او را «اُمّ الزهراء» يا سرچشمه كوثر مى دانستند.

سيماى حضرت خديجه سلام الله عليها در آيينه وحى

پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در نخستين سير شبانه خود كه در ماه ربيع الاول، دو سال بعد از بعثت كه از خانه حضرت خديجه سلام الله عليها انجام پذيرفت، هنگامى كه به سوى زمين باز مى گشتند از پيك وحى چنين مورد خطاب قرار گرفتند: «حاجتي أن تقرأ على خديجة مِن الله ومنّى السلام؛ حاجت من اين است كه از خداى منّان واز منِ جبرئيل، بر خديجه سلام برسانى». هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله درود خداى منان را به حضرت خديجه سلام الله عليها ابلاغ نمودند، او در پاسخ گفت: خدا سلام است، سلام از او به سوى اوست. در يكى از تهاجمات ددمنشانه قريش وانتشار شايعه كشته شدن پيامبر صلى الله عليه وآله، حضرت خديجه سلام الله عليها در ميان درّه ها وصخره هاى اطراف مكّه، به دنبال حبيبش مى گشت وسيلاب اشك بر صورتش روان بود. پيك وحى بر پيامبر رحمت فرود آمد وعرضه داشت: ملائكه آسمان به جهت گريه خديجه سلام الله عليها به گريه افتاده اند، او راه به سوى خود فرا خوان، درود مرا ابلاغ كن واو را بشارت بده، كه خدايش به او درود مى فرستد واو را به قصرى در بهشت بشارت ده، كه در آن هيچ غم واندوهى نيست.

خديجه كبرى سلام الله عليها از ديدگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله

از رسول اكرم صلى الله عليه وآله احاديث فراوان در مناقب حضرت خديجه سلام الله عليها رسيده است، كه به گوشه اى از آنها اشاره مى كنيم:    
۱.هر روز خداى متعال چندين بار با وجود خديجه بر فرشتگان مباهات مى كند.
۲.  او هنگامى به من ايمان آورد كه ديگران به من كفر مى ورزيدند. او مرا تصديق نمود، هنگامى كه ديگران انكار مى كردند، او همه ثروتش را در اختيار من قرار داد هنگامى كه ديگران دريغ مى ورزيدند. خداى منان از او به من فرزند عنايت كرد ولى ديگران را محروم ساخت. 

  ۳. بهترين بانوان عالميان عبارتند از: مريم دخت عمران، آسيه دخت مزاحم، خديجه دخت خويلد وفاطمه دخت محمد صلى الله عليه وآله.  
 ۴. برترين بانوان بهشت عبارتند از: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد، مريم دختر عمران وآسيه دختر مزاحم (همسر فرعون).
  ۵. خديجه پيش از همه بانوان عالم، به ايمان به خدا ورسول خدا سبقت گرفت.
۶. من او را از اعماق دل دوست داشتم.
۷. من دوستداران خديجه را نيز دوست مى دارم.
 ۸. هرگز خداى متعال همسرى بهتر از خديجه به من عطا نكرد.
 ۹. خداى متعال على، حسن، حسين، حمزه، جعفر، فاطمه وخديجه را بر جهانيان برگزيد.

 

از بالاترین فضائل خدیجه كبری این است كه از اندیشه بلند و فكر عمیق و بصیرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملی او در اوج خود قرار داشت. این امر را می توان از انتخاب پیامبر اكرم به عنوان شوهر آینده و شایسته خود از بین آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهمید.

او در چهره و رفتار محمد صلی الله علیه و آله آینده درخشان و ممتاز او را می دید، به همین جهت راز پیشنهاد ازدواج با محمد صلی الله علیه و آله را (قبل از بعثت) چنین بیان می كند: «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیكَ لِقِرابَتِكَ مِنّی وَ شَرَفِكَ فی قَوْمِكَ وَ اَمانَتِكَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِكَ وَ صِدْقِ حَدِیثِكَ؛(۱) ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی ات با من، و شرف و امانتداری ات در میان قوم خود، و به جهت اخلاق نیك و راستگویی ات، به تو تمایل پیدا كردم.


جملات فوق به خوبی نشان می دهد كه محبت و ارادت این بانو به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله براساس معرفت و شناخت عمیقی بوده است كه از شخصیت محمد صلی الله علیه و آله داشت. اما افرادی كه چنین بصیرتی نداشتند، از جمله گروهی از زنان قریش سخت خدیجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا كه گفتند: «او با این همه حشمت و شوكت با یتیم ابو طالب كه جوانی فقیر است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگی. »

خدیجه كه انتخابش از سر شناخت و معرفت بود، محكم و قرص بر انتخاب خویش پای فشرد و در جواب سخنان ناشی از جهالت و بی خبری آنها گفت: «ای زنان! شنیده ام شوهران شما [و خودتان[ در مورد ازدواج من با محمد خرده گرفته اید و عیب جویی می كنید، من از خود شما می پرسم آیا در میان شما، فردی مانند محمد وجود دارد؟ آیا در شام و مكه و اطراف آن شخصیتی به سان ایشان در فضائل و اخلاق نیك سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگیها با او ازدواج كردم و چیزهایی از او دیده ام كه بسیار عالی است. »(۲)

پس از هنگامه بعثت نيز در تمام حوادث تلخ وشيرين در كنار او وشريك غم او بود، همواره نگران سلامتى او بود، غلامان وخدمتگزارانش را به جستجوى او مى فرستاد ودر مواردى شخصاً به جستجوى آن حضرت مى پرداخت ودر موارد خاصى آن حضرت را تا غار حرا همراهى مى كرد.يك بار كه با كوله بارى از مواد خوراكى راه صعب العبور جبل النور را پيموده، برفراز كوه صعود كرد، در غار حرا به محضر آن حضرت شرفياب شده، از خستگى راه دم فرو بسته، از سلامتى همسر گرامى اش خشنود ومسرور بود، پيك وحى نازل شده، از تلاش هاى بى دريغ او سپاس گفت.
ابولهب وهمسرش ام جميل خارهاى بيابان را جمع كرده بر سر راه پيامبر مى ريختند، حضرت خديجه غلامانش را مى فرستاد تا خارها را از مسير آن حضرت گردآورى كرده به دور بريزند.
در مدت سه سال كه در شعب ابوطالب در محاصره اقتصادى بودند واجازه داد وستد به آنها داده نمى شد، اگر ثروت ودارايى حضرت خديجه نبود، شايد همه آنها از گرسنگى تلف مى شدند.
او مواد خوراكى را به وسيله برادرزاده اش حكيم بن حزام به چندين برابر قيمت تهيه مى كرد وبا دشوارى خاصى به شعب مى رسانيد تا سد جوع شود.


گذشت زمان، پیروزیهای پی در پی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله ، گسترش اسلام، و فرزندانی كه از خدیجه به یادگار ماند، از جمله فاطمه زهرا علیها السلام كه یازده امام معصوم از نسل اوست، بر انتخاب زیبای خدیجه و بصیرت ژرف او تحسین گفت ؛ هر چند خود شاهد ثمرات انتخاب شایسته خویش نبود.


۱. سیره نبوی، ابن هشام، ج۱ ص۲۰۱؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۲۱.
۲.بحارالانوار،ج۱۶،ص۸۱ و ج۱۰۳،ص۳۷۴
.

نامه به دبیر کل سازمان ملل متحد

سلام بر اهالی سنا

امروز بالاخره پس از پیگیری های فراوان خانم حسیبی نامه مان با حدود 800 امضا به دفتر سازمان ملل متحد در تهران تحویل داده شد، جا دارد از همه ی دوستانی که در تهیه این نامه، جمع آوری امضا ها، ترجمه ی نامه، صحافی و ویرایش نامه مجدانه تلاش کردند تشکر کنیم.


متن و ترجمه نامه در ادامه مطلب قرار دارد.


حاشیه نوشت:

جایتان خالی نزدیک بود کمی در دفتر سازمان ملل گردگیری راه بیندازیم که فقط با گزاره ی رافت اسلامی چیزی نگفتیم  :)

از من به شما و خودم نصیحت در عین ادب و احترام همیشه باید با مستکبر از موضع عزت، کرامت و بی نیازی به او سخن راند...


ادامه نوشته

توقف دیگر وجود ندارد

بسم رب المهدی "عجل الله تعالی فرجه الشریف"

"پای درس رهبر عزیزمان"

من بازهم به جوانان عزيزمان توصيه مى‏كنم كه با قرآن انس بگيريد، با قرآن مجالست كنيد. «و ما جالس هذا القرآن أحد الّا قام عنه بزيادة او نقصان، زيادة فی هدى او نقصان من عمى»؛ هر بارى كه شما با قرآن نشست و برخاست كنيد، يك پرده از پرده‏هاى جهالت شما برداشته مى‏شود؛ يك چشمه از چشمه‏هاى نورانيت در دل شما گشايش پيدا مى‏كند و جارى مى‏شود. انس با قرآن، مجالست با قرآن، تفهم قرآن، تدبر در قرآن، اين‏ها لازم است.
مقدمه‏ى اين كار اين است كه بتوانيم قرآن را بخوانيم، بتوانيم قرآن را حفظ كنيم؛ حفظ قرآن خيلى مؤثر است. جوانها، دوره‏ى جوانى را، قدرت حفظ را قدر بدانند. خانواده‏ها به كودكان خودشان حفظ قرآن را تشويق كنند، آن‏ها را وادار كنند. حفظ قرآن خيلى باارزش است. حفظ قرآن اين فرصت را به حافظ خواهد داد كه با تكرار آيات، در قرآن قدرت تدبر پيدا كند. اين فرصت است، اين توفيق است؛ اين را از دست ندهيد. آن‏هائى كه حافظند، اين نعمت بسيار بزرگ الهى را قدر بدانند؛ نگذارند حفظشان ضعيف بشود يا خداى نكرده از دست برود.
خواندن قرآن، از اول تا آخر، يك چيز لازمى است. بايد قرآن را از اول تا آخر خواند؛ باز دوباره از اول تا آخر؛ تا همه‏ى معارف قرآنى يكجا با ذهن انسان آشنا شود. البته معلمينى لازمند تا براى ما تفسير كنند، مشكلات آيات را تبيين كنند، معارف آيات و بطون آيات الهى را براى ما بيان كنند؛ اين‏ها همه لازم است. اگر اين‏ها شد، هرچه زمان به جلو برود، ما به جلو مى‏رويم و توقف ديگر وجود ندارد.

بیانات ولی امر مسلمین در دیدار با قاریان قران در ۲۴/۴/۱۳۸۹ 

 

 

 

نام گذارون...

سلام
احوال شما؟
نماز و روزتون قبول باشه...

برای طرح بافت دسته جمعیه قالیمون که در جریانش هستین..میخوایم یک دونه اسم خیلی خیلی قشنگ انتخاب کنیم... 
می شه لطفا ما رو در انتخاب اسم کمک کنید؟؟ 
از بین این اسم هایی که براتون مینویسم دو تاشو  به عنوان بهترین ، انتخاب کنید و بگید...

۱- تاری از یار،پودی از انتظار
۲- مروارید مهربانی
۳- آبی بی انتها
۴- ثنا
۵- فانوس محبت
۶- اتحاد مهدوی
۷- مشق عشق
۸- نقشی به یاد تو
۹- تمنای وصال
۱۰- بزم عشاق
۱۱- غوغای انتظار
۱۲- بادی تشنگان
۱۳- برکه ی ولایت
۱۴- هم نوای نور
۱۵- زلال انتظار
۱۶- پرچین انتظار
۱۷- انگشتان امید
۱۸- گره ای برای بهترین آرزو
۱۹- گره های انتظار
۲۰- قالی سحرآمیز
۲۱- گره ی وصل
۲۲- چله ای از تارهای نیاز
۲۳- ماه پود
بالاخره تموم شد...!!


                                              

     

شما که غریبه نیستید 4

سلام بر اهالی سنا

شما که غریبه نیستید دلمان برای جلسات شورای مرکزی تنگ شده است.... راستش خوب بود بعد از نیمه شعبان می آمدم و از تلاش بی دریغتان تشکر می کردم ولی کوتاهی کردم انشاالله باشد حضوری در اولین جلسه مان...

در مورد طرح قالی باید بگویم هنوز مرحله طراحی تمام نشده و در حال پیگیری آن هستیم شورا ما را ببخشند به خاطر این تعلل...

راستش جلسات تشکیل اتحادیه تشکل های مهدوی همچنان در حال پیگیری ست و شاید وظیفه ی من بود که کمی بیشتر شورا را در جریان بگذارم، حتما یادتان می آید دوره ی قبل گفتیم هدفمان باشد سال بعد یک سخنران در دیدار با رهبری داشته باشیم اکنون اراده ی بچه های اتحادیه هم بر این تعلق گرفته است....


این صورت جلسه آخرین جلسه ای بود که برگزار شد لطفا بخوانید تا هم در جریان قرار گیرید و هم نظر بدهید:

یا علی(ع)


بسم رب المهدی(عج)

صورت جلسه اتحادیه تشکل های مهدوی دانشگاه های استان تهران

تاریخ: پنج شنبه 20 تیر ماه 92

حاضرین در جلسه:

آقایان: یزدانی، عظیمی، فتحیان، نورانیان، دررودی

خانم ها: صدر الدین، اکبرزاده، قهرمانیان

 

مصوبات:

1-  از جلسه آینده صدای جلسات ضبط شود و یکی از حاضرین جلسه، محتوا را پیاده کرده و برای جناب آقای فتحیان ارسال می کنند و ایشان متن نهایی  صورت جلسات را تنظیم می کنند.

 

2- تهیه متن نامه ی ارسالی به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری توسط آقای یزدانی تا غروب جمعه 21 تیر ماه و ارسال پیش نویس آن به ایمیل سرپرستان کانون های مهدویت جهت بازبینی و تائید.

محور های این نامه :

ضرورت تشکیل مجمعی از کانون های مهدوی دانشگاه ها

داشتن سخنران در دیدار دانشجویی مقام معظم رهبری در ماه مبارک رمضان سال جاری

داشتن سهمیه برای حضور اعضای کانون های مهدویت در جلسه دیدار

سرپرستان کانون های مهدوی موظف هستند نظرات تصحیح گرانه ی خود را پیرامون نامه مذکور به همراه لوگو و یا تصویر مهر کانون خود تا غروب شنبه 22 تیر ماه برای آقای یزدانی ارسال کنند.

متن نهایی نامه یکشنبه 23 تیر ماه توسط آقای یزدانی به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری تسلیم خواهد شد.

 

3- دانشگاه کاشان مسئول تدوین پیش نویس نامه ای هست که انشاالله طی دیدار با رهبری توسط نماینده اتحادیه تشکل های مهدوی دانشگاه ها تقدیم ایشان می گردد، محور های این نامه:


ضرورت طرح مباحث مهدویت در دانشگاه ها

ضرورت تجمیع کانون ها

استناد به صحبت های رهبری در این مورد

گزارش اجمالی از سیر کارهای انجام شده

پیشنهاد ساختار اتحادیه

نمایه ایی از کلیات اساسنامه احتمالی اتحادیه


 

دستور جلسه آینده 5 شنبه 27 تیر ماه:

تعیین سخنران از طرف اتحادیه تشکل های مهدوی دانشگاه ها در دیدار رهبری

بررسی محتوای صحبت های سخنران

ویرایش نهایی نامه پیش نویس شده توسط دانشگاه کاشان جهت تقدیم به رهبری.

*زمان شروع جلسه بعد راس ساعت 14 می باشد و مکان آن متعاقبا با پیامک اعلام می گردد.

انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا


گره

گفتند:آوردنی هستی....

و من چه ساده همچون کودکی نوپا قصدت را کردم و گاه چه نابلدانه دویدم و چه نابخردانه چرخیدم که حال که نگاه می کنم همان جایم...نه...شاید هم کمی عقبتر..و چه زیبا گره خورده ام در هم...گره هایی به همان نابی،به همان جنس از حجاب برای ظهورت...

می دانی این شب ها بیشتر از همیشه دوست دارم شکایت بکنم،دوست دارم کمی هم گستاخانه فریاد بزنم که: خدایا جرم کودکی که راه بلد نیست،که مدام زمین میخورد که دلش امام می خواهد چیست؟؟ 

دوست دارم شکایت کنم که "انّا نشکوا فَقدَ نَبینّا و غَیبَه وَلِینا..." که اگر بودی،بودنی از جنس همان بودنها برای نابینایانی چون من،شاید دیگر حالم به اینجا نمی کشید...

و چه زیبا گفت دوستی که بی‌حضور و بدون یاد امام، ثانیه ها حتی اگر متعلق به رمضان هم که باشند، به کمال خود نمی رسند ...

برای یکدیگر دعا کنیم.....

یک کتاب خوب (3)

تعجیل در ظهورش،

یک کتاب خوب بخوانیم و به دیگران معرفی کنیم...



نام کتاب : بشنو از نی (مروری بر دعای ابوحمزه ثمالی)

نویسنده : استاد علی صفایی حائری (عین-صاد)

ناشر : لیلة القدر

دانلود کتاب

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مختصری در مورد کتاب :

آن ها که هستی و زندگیشان را در رفتن ها دیده اند و ماندن را گندیدن و پوسیدن، این ها در این جریان و در این حرکت با مانع ها و درگیری ها رو به رو می شوند. مانع ها و درگیری هایی که در همه جا خانه گرفته اند. در درون آن ها در خانه آن ها، در محل و شهر و جامعه و در تمام جبهه ها.

این درگیری مستمر، ناچار بحران ها و التهاب ها و اضطراب ها و زمزمه هایی به وجود می آورند و روح ها هر چند به قدرت کوه ها هم که باشند، با چنین زمزمه هایی همراه خواهند شد.در برابر این اضطراب ها و زلزله ها که یک عامل طبیعی هستند می توان چند گونه برخورد کرد: این چیزها می تواند آدمی را بشکنند و هرز کنند و می توانند او را آماده سازند و به قدرت و توانایی بیشتر برسانند.

در این حرکت و درگیری و در کنار تحول ها و تغییرهای مستمر: آن ها که لرزیده اند و زیر و رو شده اند، ناچار به ثابت و حق، به الله نزدیک می شوند و این اوست که آن ها را به ثبات و امن رهنمون می سازد.سرچشمه اصلی این قطره های امن و امان دو چیز است: یکی قرآن و دیگری پیوند و دعا.

در این نوشته، با ارائه تحلیلی از دعا، مروری شده به دعای ابوحمزه ثمالی و آن را در دوازده فراز: توجه، حیرت و تنهایی، امن، حمد، قصد، اقرار، اعتذار، طلب، خستگی در راه، ایمان، توحید و خواسته ها، توضیح و تفسیر می نماید.

این کتاب ، شرحی است بر دعای ابوحمزه ثمالی. نویسنده، ابتدا توضیح می دهد که این دعا مشتمل بر 12 مرحله است و پس از یک نگاه کلی به تمام مراحل و فرازهای دعا، به طور مبسوط تر به هر کدام از این فراز ها می پردازد. عناوین این مراحل به شرح زیر است: 1- توجه 2- حیرت و تنهایی 3- امن 4- حمد 5- قصد 6- اقرار 7- اعتذار 8- طلب 9- خستگی در راه 10- ایمان 11- توحید 12- خواسته ها.
استفاده از اصطلاحات بدیعِ برخاسته از قرآن و روایات، و ادبیات نیرومند، از ویژگی های این کتاب است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مختصری در مورد نویسنده (در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

این سوال صبح های جمعه ام

این سوال صبح های جمعه ام

أَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَةُ؟

را کی پاسخ می دهی پس خدایا؟

ماه میهمانی ات آمد

ولی ماه من هنوز در پس ابرهاست...

 

 ابر گناهانم...

میزبان ضیافت های رمضان...

صدایم را می شنوی؟...

آیا؟...

این میهمان رو سیاه اربابش را می خواهد...

نه برای خودش تنها...

که برای این همه مظلوم و این همه بیشتر ظالم

این میهمان رو سیاه اربابش را می خواهد...

نه برای خودش تنها

که برای این همه  دل خونین

این میهمان رو سیاه اربابش را می خواهد...

نه برای خودش تنها...

که برای این همه...

این همه غریبی امامش...

اللهم عجل لولیک الفرج

انیمیشن

سلام

راستش دیگر دنیای ما شده است دنیای بهانه ها... بهانه برای خوب بودن، بهانه برای نوشتن و بهانه برای سلام دادن حتی بهانه برای التماس دعا گفتن...

امروز دنبال بهانه ایی بودم برای نوشتن، بهانه ایی برای سلام گفتن به اهالی سنا و بهانه ایی برای التماس دعا گفتن به مهمانان خدا...


این سه انیمیشن بهانه ی ما شد... سه انیمیشن نسبتا خوب در مورد نماز البته از ساخته های برادران اهل تسنن...

به امید روزی که ساخته های گروه مستند سازی سنا بهانه پست گذاشتن مردم دنیا شود...

لینک اول

لینک دوم

لینک سوم

طرح یک جرعه آب

حتما شنیده ایی این سخنش را

اگر شیعیان ما را به اندازه  جرعه آبی می خواستند...

حال

بر آن شدیم در این ماه طرحی را شروع کنیم با نام

"یک جرعه آب"

که در آن  هر روز قبل افطار با دعای فرج بخواهیم از خدا امام(عج) را

که حضرت خود می فرمایند: هر کس من را طلب کند جوینده ی من است.

تو علٌتی
که خدا می گوید
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا

حقیقت آب حیات
کیست
جز
تـــــــــ و
و
اگر ما تو را به اندازه

یک جرعه آب
می خواستیم
زنده می شدیم
حتٌی به خواستنت

در صورت  تمایل به شرکت در طرح  "یک جرعه آب"

نام ونام خانوادگی خود را به شماره ی

۰۹۳۸۰۱۰۰۳۹۶

 ارسال نمایید.

با التماس دعای فرج

اینجا عاشقان را به جرم عاشقی می کشند...

ادامه نوشته

چقدر زود گذشت...

دلم کمی خدا میخواهد ..

کمی سکـــــــــــوت ..

کمی دل بریدن میخواهد ..

کمی اشک ..

کمی بهت ..

کمی آغوش آسمانی..

کمی رسیدن به خدا...

ابَوُالصّلت هَروى روایت کرده که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا (ع) رفتم حضرت فرمود:

 اى ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى کن در آنچه از این ماه مانده است تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده‏اى و بر تو باد که رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسیار بکن و تلاوت قرآن مجید بسیار بکن و توبه کن بسوى خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را از براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و مگذار در دل خود کینه کسى را مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را که مى‏کرده‏اى مگر آنکه ترک کنى و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را:

اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى‏ مِنْ شَعْبانَ، فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ

 « خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده‏اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان‏».


قدر دان لحظاتمان باشیم چرا که میهمانی خدا نزدیک است...

گل نرگس

ما هم اگر مفید بودیم

لابد برایمان نامه می نوشتی...

چند گاهیست ...

صاحب الزمان چندگاهی است دلم تنگ است برای خودم ....

 

چندگاهیست وقتی میگویم: «و فی کل الساعة»

دلم نمی سوزد که همه ساعاتم ازآن تو نیست

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/ 

چندگاهیست وقتی می گویم: «ولیا و حافظا»

احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده

و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

 

چندگاهیست وقتی می گویم: «و قائدا وناصرا»

به یاد پیروزی لشکرت،

در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمیزند

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

 

چندگاهیست وقتی می گویم: «و دلیلا و عینا»

یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/ 

چندگاهیست وقتی می گویم: «حتی تسکنه أرضک طوعا»

یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین،

من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/ 

چندگاهیست وقتی می گویم: «و تمتعه فیها طویلا»

 

به حال آنانی که در زمان طولانی حکومت شیرین تو

طعم عدالت را می چشند ؛ غبطه نمی خورم

 پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

اما چندگاهیست دعای فرج را چند بار می خوانم

 

تا هم با آمدن نا مت دلم بلرزد، هم اشکم بریزد،

هم در جست و جویت باشم،

هم سرپرستم باشی،

 

هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم

وهم احساس کنم خدا در

نزدیکی من است.....

 

و باز هم می گویم :

اللهم عجل لولیک الفرج

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/ 

محب را وظیفه است کنکاش کند ، جستجو کند ، تا خبری از محبوب خود بیابد ...

این که او کجاست ؟ حال و هوای دلش چه رنگی است ؟

این قدر که او به یاد ماست ، این قدر که او برایمان دعا میکند ؛ گاهی شک میکنم که من محبوب اویم یا او محبوب من ؟؟؟

یک کتاب خوب (2)

تعجیل در ظهورش،

یک کتاب خوب بخوانیم و به دیگران معرفی کنیم...



نام کتاب : آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود

نویسنده : اصغر طاهرزاده

ناشر : لب المیزان

دانلود کتاب

مختصری در مورد نویسنده اثر (در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

تجدید عهد

 

بسم رب النور

 

 پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

                                                                       

   طرح چله ی دعای عهد

 

هر طلوع در بی کران رحمت الهی به گل نرگس سلامی دوباره می دهیم

و

عهدمان را به آن خود فراموشکارمان یادآور می شویم .

مشتاقیم شما نیز همراهیمان کنید و حلقه دیگری باشید بر این زنجیر تا رسیدن به منجی موعود ، که او همه را می بیند و شاهدی است بر حماسه عشق ...

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

با عنایت خداوند ، اعضای فرهنگی شورای کانون مهدویت سنا تصمیم گرفتند ، از روز یکشنبه نهم تیر ماه تا سحرگاه عید سعید فطر ، به مدت ۴۰ روز در بازه زمانی ( از ساعت ۶ الی ۹ صبح ) همان روز ، در خانه دلهایشان ختم یک دعای عهد را داشته باشند .

 پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

 

در صورت تمایل به شرکت در این سفر معنوی می توانید :

 *  نام و نام خانوادگی خود را در قسمت نظرات ثبت نمایید .

و یا

*  نام و نام خانوادگی خود را به شماره  ۰۹۳۸۰۱۰۰۳۹۶ پیامک نمایید .

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

 

کسی برای ثبت نام تو در دفتر عشق لحظه شماری میکند  ...

کسی بی صبرانه منتظر توست ...

پس باری دیگر گامی به سویش بردار ...

 * کارگروه فرهنگی سنا *

 پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

                          اللهم عجل لولیک الفرج                        

                                                     

با نام نامی مادر

بسم رب المهدی "عجل الله تعالی فرجه الشریف"

امروز پروانه دلمان مان را به سویت روانه میکنیم تا باز شود قفلی که هزار و اندی سال،  منتظر ۳۱۳ یار است.

به خدا حالمان بد است

مولای عشق! حال زمین و زمان بد است

آلوده  است آب  و  هوا، آسمان بد است

بی پرده و بی مقدمه عرض کنم: وقتی فیلم هجوم کفتارهای سلفی را به خانة یکی از شیعیان در شهر جیزة مصر ديدم و مُثله کردنشان را به جرم «برگزاری جشن نیمة شعبان» ، گویی آسمان بر سرم آوار شد.

چه بد مردمانی دارد شیطان ، زمین را آکنده از نامردمی ، نامردی و تباهی می کنند و از آسمان و زمین نیز شرم ندارند.

و چه خوب انسان هایی دارد خدا ، آسمان را به زمین می آورند و در ازدحام خصومت و خباثت ، رنگ خدا را فریاد می کنند و از مثله شدن نیز بیم به دل راه نمی دهند. در قحط آباد این زمین؛

از حال و روزمان ، تو چه می پرسی ای عزیز!

پنهان  نمی کنیم ،  به  خدا  حالمان  بد است

خبر ساده منتشر شد امّا خبری ساده نبود.

گويي؛ زمین و زمینیان از رنگ  آسمان می هراسند و از مردان آسمانی؛ که قلبی به بزرگی آسمان دارند و دلبستگی به ؛ مردی آسمانی که امان زمین است و روزی رسان زمینیان .

وای بر کافر نعمت هایی که در عین روزی خواری ، نمکدان ها را می شکنند و بر خود نام «آدمی » می نهند

آدم ؟ قسم به نور تو ! « آدم» نمی شویم

هم سفره ایم با  هوس و نانمان بد است

در همیشة تاریخ ، فرزندان نان های آلوده و دامن های آلوده ترازنان؛ چونان کفتار ، بر مظلومان همیشة تاریخ هجوم آوردند و همچنان نیز؛ مباد که زنجیرة فرزند خواندگان ابلیس پاره شود و نام و نشانشان از صفحة زمین محو. گویی فریاد برآورده اند :

ما همچنان به حال هبوطیم و در سقوط

آری ،  قبول ،  پلة  این نردبان بد است!

بی پرده و بی مقدمه عرض می کنم ؛ وقتی فیلم پیکرهای خون آلود مردانی مرد را دیدم که در هجوم کفتارها از این سوی میدان به آن سو کشیده می شدند، فریاد سکوتشان را در ازدحام آدمی خواران می شد شنید. آنان همة تنهایی و غربت آسمانی ترین رنگ خدا را فریاد می زدند تا شاید غایبان همیشة تاریخ به خود آیند و دریابند که:

از شش جهت امام زمان می کند ظهور!

دارم یقین که آخر این داستان بد است

آخر داستان همة نامردمی ها و نامردی ها بد است، کافر نعمتی در ذات خود بد است و رقم زننده به سرنوشتی بدتر از بد.

بی پرده و مقدمه عرض می کنم : وقتی در جغرافیای وسیع مظلومیت «مولای عشق» و « عاشقان مولا» شهرمان را سوت و کور ، بی عشق و نور و خاموش از هلهله و شادی دیدم، پیش خود گفتم گويا:

از چشـم مـهربـان تـو افتاده ایم ما

افتادن از نگاه شما بی گمان بد است

پشت سر شما و خدا بد ... چقدر بد!

مارا‌ببخش‌،حضرت جان، کارمان بد است

بی پرده و بی مقدمه ، عرض می کنم: وقتی در جغرافیای شیعه خانة امام زمان و در میان هلهله های بی امان ، شهری را سرمست از بادة «توپ و میدان» به تماشا نشستم، آهسته زمزمه کردم : مولای مظلومان!

کوچکترم از آن که بگویم بیا و یا...

خط و نشان برای امام زمان بد است

جان کلام ! این که شما حیً و حاضری

ما غایبان منتظریم و «همین» بد است. 

والسلام

اسماعیل شفیعی سروستانی

مشروح این خبر را از اینجا بخوانید.

نیمه شعبان

 بسم رب المهدی

امشب میخواهم بنویسم ؛ از یک خاطره سنایی دیگر , از نیمه شعبان :

راستش از چند هفته پیش در جلسات شورا بحث  نیمه شعبان و مراسم احیایش بود و جلسه آخر هم مفصلا در این رابطه بحث کردیم.

قرار شد دو روز در پاتوق مراسم داشته باشیم و احیاء هم در همان مسجد امام حسین (ع) برگزار شود .

و بعد از آن تقسیم وظایف نیمه شعبان مجازی شد و اختیاری , که هر کس مسوولیتی را به عهده گرفت .

پاتوق را دوستانی که کمتر درگیر امتحانات بودند پنج شنبه به خوبی تزیین و آماده کردند و ما شنبه صبح شروع کردیم به پاتوق گردانی .

موسسه خیریه سه میز در پاتوق داشت و بقیه میزها در اختیار خودمان بود و کارهای فرهنگی زیادی را در پاتوق داشتیم از جمله :

ختم قرآن ,ختم صلوات ,اعمال نیمه شعبان ,کارت شارژ ,بسته های فرهنگی , نامه های محرمانه و ...

والبته پخش موسیقی زیبایی که اگر چه بسیار جذاب و زیبا بود اما در پی پخش آن شاهد اعتراض بعضی دوستان از بابت پخش موسیقی در ساعت امتحانشان هم بودیم  :)

پاتوق به خوبی دو روز اداره شد ؛ و بعد رفتیم به سراغ مسجد و احیا ...

از عصر دیروز بچه ها در دانشگاه بودند ,میوه ها را در نمازخانه بسته بندی کردیم و آنها را شب به مسجد بردیم .

از قبل از ساعت 11 که شروع مراسم بود افرادی در مسجد حضور داشتند و هر چه میگذشت جمعیت بیشتر میشد ...

در ابتدا صدای زیبای تلاوت قرآن آقای کریم منصوری را شنیدیم و بعد از آن مدح خوانی دوستان را و بعد هم خواندن دعا و سخنرانی آقای بصیری که کمی با تاخیر به مراسم رسیدند ...

تمام لحظات مراسم زیبا بود؛ حتی پخش شربتی که بعد از خوردن آن متوجه شدیم ...  :)

و مسابقه ای که جایزه هایش آماده بود اما هر چه فکر کردیم نشد مسابقه ای داشته باشیم ...

در آخر هم سفره سحری پهن شد و پذیرایی از دوستان ...

بعد از سحری مسجد کم کم خالی شد از افراد ...

تمام شب را بیدار مانده بودیم و بگذریم که خیلی هایمان چشمانمان کم کم بسته میشد در نیمه شب اما دوباره چشمانمان را باز میکردیم و تا صبح به همین منوال پیش رفتیم .

مراسم بسیار خوب و عالی برگزار شد و این به علت همکاری و همدلی بچه ها با یکدیگر بود.

به عنوان عضو کوچکی از سنا که در این چند روز شاهد زحمات افراد بسیاری اعم از سنایی و غیر سنایی بودم ؛ بسیار خوشحالم که علی رغم نگرانی های ما مراسم مانند همیشه به خوبی برگزار شد و آقایمان مثل همیشه روسفیدمان کرد ...

امیدوارم این مراسم آنقدر خوب بوده باشد که خود آقا هم دیشب سری به ما زده باشند .

و انشالله که این آخرین سال تولدی بود که بدون حضور صاحب تولد آن را جشن گرفتیم  ...

 

من یا او ؟ کدام گم شده ایم...

 

 

در کتاب “امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی” آمده است:

عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند:

سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟ بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.

بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند. امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.

غزلی از حافظ

سلام بر اهالی سنا

عجیب امسال این غزل حضرت حافظ مرا با خود همراه کرده است(البته مصرع چهارم را با اغماض ببینید) :


به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم

بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم

اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم

چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق

که در هوای رخت چون به مهر پیوستم

بیار باده که عمریست تا من از سر امن

به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم

اگر ز مردم هشیاری ای نصیحتگو

سخن به خاک میفکن چرا که من مستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست

که خدمتی به سزا برنیامد از دستم

بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت

که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم



همگی خسته نباشید؛ فقط خدا می داند چقدر زحمت کشیدید در کشاکش امتحانات...

البته این ترم هم مثل ترم قبل و حتی سال های قبل سنا دو قبولی با هم خواهید گرفت انشاالله یکی در امتحان بزرگ زندگی و دیگری در امتحانات کوچک دانشگاه...