نخستین منبر مقام معظم رهبری

صاحب مجلس که دید آخوند نوجوان با دو کتاب قطور پا به خانه اش گذاشته، مطمئن شد که این هفته منبری خواهد داشت." به شدت خجالت کشیدم...بعد از چند روضه نوبت من شد. گفت: آقای خامنه ای بفرمایید...می ترسیدم. نمی دانستم  چه می شود رفتم توی اتاق زن ها."

منبری با دو سه پله در اتاق جا خوش کرده بود. روی پله اول نشست و سرش را پایین انداخت. زنها به نوجوانی خیره شده بودن که داشت مجمع الفروع را باز می کرد. مسئله ای در باب اعمال مستحبی خواند.

 

کتاب را بست جلاءالعیون را باز کرد و دو صفحه ای که پدر از زندگی حضرت محمد باقر (ع) نشان کرده بود را خواند. منبر سید علی نسبت به روضه هایی که مداحان حاضر می خوانند طولانی شد.

 

از اتاق که آمد بیرون  یکی از روضه خوان ها، شیخ صابری، که شوخ طبع هم بود با لهجه غلیظ  خراسانی گفت که می خواستی  تا آخر کتاب بخوانی؟ بر خجالت های علی آقا افزوده شد...



 

 


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

تهدمت والله ارکان الهدی...

"السلام علیک یا امیرالمومنین،یعسوب الدین علی بن ابی طالب علیک آلاف التحیه والثناء"

 

شهادت جانگداز مولای متقیان،امیر مومنان علی بن ابی طالب (علیه السلام)به پیشگاه مقدس قطب عالم امکان حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و محبین حضرتش تسلیت باد.

 

چه باید نوشت در وصف بزرگمردی که جز خدا و رسول و اهل بیتش او را نشناختند...

او که تمام قرآن در قلب شریف اوست,همان نقطه ی تحت باء بسم الله الرحمن الرحیم...علی(علیه السلام)

حق را کدامین محور از علی(ع) استوار ترکه رسول رحمت للعالمین(ص )فرمودند:"علی مع الحق و الحق مع علی"

عروه الوثقی؛ همان رشته ی خوشبختی همان قرب الی الله؛ چیست جز همان نخ شال امیرالمومنین (علیه السلام)؟...

از حبل الله المتین اگر بپرسی و یا  اذن دخول شهر علم نبی بخواه؛جز علی کیست؟...

همان که به هر پلک زدنی خطیئتی از شیعه محو میکند...

فتبارک الله احسن الخالقین...

روح نماز، مولای کرار همان جلوه ای از ذوالجلال والاکرام حق تعالی...

همان یادآور "مرج البحرین یلتقیان"...

صراط مستقیمی که هر روز در نمازاز خدا میخواهیم...مولای علی...

از او چه میتوان نوشت و از اقیانوس حکمت و معرفتش از کدام باب باید گفت که با قدح نتوان آب اقیانوس را کشید!

و جز شرمساری چه میتوان گفت؟!

......

امشب پارچه ای سرخ در جانمازم میگذارم،کنار مهرم که تربت اباعبدالله است...

و تسبیحم که تربت کربلاست...

رنگ سرخش مصحفی در ذهنم میگشاید از فرق آفتابی که در سحر نوزدهمین شهرالله شکافت ...

از سرخی آفتاب غروب عاشورا...

پارچه ی سرخ را گذاشتم تا سجده امیر بی قرین علی بن ابی طالب(ع) را یادم نرود..

هر روز که در نمازم سرخیش چشمانم را پر آب میکند یاد سحر ضربت خوردن بند بندم را از هم میپاشد.. 

میخواهم در هر نمازم یاد باء بسم الله باشم که عالمی در تشریح فضایلش کلاس اول الفبای شناختش را هم نگذرانده اند..

پارچه ی سرخم راه معراج را نشانم میدهد..

و سجده بر آستان حضرت حق ،سجده ی قرب الی الله...

چه زیباییست اینکه علی (ع)  در کعبه بدنیا آمد و چه ظریف و پر معنا اینکه در محراب در حال سجده لبیک معبود ؛نوای فوز و رستگاری سر میدهد.سجده ؛زیباترین حالت بندگی و  بهترین بنده ی خدا را در بهتربن حال بندگی باید شناخت...وسر به مهر بندگی در سجده عاشقی میتوان فهمید علی (ع)کیست...

کعبه ی سنگی از شوق امام ، سینه چاک میکند!و محراب بیتاب ذکر  سجود مولای کرار.. و دل آلوده ی انسان نمایان عُمَری تاب دیدار آیینه را نمی آورند و با هر کیدی برای مولایشان شیطان تلاش میکنند تا آنجا که فرق خورشید میشکافند...

 در مظلومیت علی (ع) از کدام اتفاق باید نوشت ,از ماجرای کوچه یا بی محلی مردم به مولا تا آنجا که پاسخ سلامش رانیز نمیدادند یا ۲۵ سال استخوان در گلو یا...؟!

میدانی کجا مظلومیت علی در اوج نمیایان می شود؟آنجا که سپاه حرامیان یزیدی در برابر حضرت حسین (ع) صف میکشند و در پاسخ به امام حسین (ع) در علت جنگ میگویند:"بغضا لابیک"...یعنی بخاطر بغضی که به پدرت داریم ...

امام نشناسی نمک ناشناسی می آورد که ختم بر امام کشی میشود و امام را برای درد دل به پای چاه میکشاند...تا جاییکه  به روح نماز میگویند مگر علی نماز میخواند!!!

و امروز مظلومیت علی (ع) را حتی در غریبی مردم با نهج البلاغه و در کلام امیر (ع) میتوان دید..

یابن الحسن!

مولای غریب؛شما را  به حرمت حبی که در دل به مولایمان امیرالمومنین داریم...

یا ابانا استغفر لنا انا کنا خاطئین.(سوره یوسف,آیه۹۷ )

پدر مهربان؛ما از گناهانمان پشیمان وتوبه کاریم..برایمان از درگاه رب استغفار طلب فرمایید..

د راین شبهای قدر به ظرف کوچک ما نگاه نکنید که به بزرگی روح بلندتان و دستتان کریمتان که یادآور کریمی مولود این ماه است و به بلندی وجودتان بر ما نظر کنید تا امام شناس شویم که اگر جز این باشد از خسران زدگان خواهیم بود...

 یلریمان فرمایید بفهمیم میشود با امیرالمومنین (ع) در سجود عاشقی به وصال محبوب رسید با نشان سرخ شیعگی..که در حدیث شریف کساء میخوانیم:"اذا والله فزنا و فاز شیعتنا و رب الکعبه"

و یادمان بماند که امام چون کعبه است که مردم باید سراغش روند و الا ...

و یادمان بماند که رمز پیروزی در سجده بر حق است که شیطان از همین امر سرپیچید و...

یابن الحسن شرمنده ی روی ماهت از این همه سال غیبتت که از کوتاهیمان بوده است ...

بیداری میخواهیم به معرفت شما...

الهی بحق مولانا امیرالمومنین عجل لولیک الفرج..

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست...

بسم رب العلی الاعلی

ماه رجب که از راه میرسد،دست خودش نیست،دل آرام نمیگیرد...

عجیب شعله های عشقت تمام وجود را گرم میکند...

وقتی به تو می اندیشم،آغاز کارهایم نیز رنگ دیگری میگیرد...

زل میزنم به نقطه ی باء بسم اللهَ پیش رویم دری باز میشود به علم نبی و اقیانوسی از معنای "ولی"...

و اذن دخول نقطه میشود،"ناد علی"...

رد نعلینت میشود مهر دلم،مهر علی مینشیند به دلم...

یعنی از ازل خدا ممهور عشقت قلبم را میتنید...

و در این نقطه ی بی پایان بسم الله ،قلم را میگیرم در دست...

چه میتوان نوشت در وصفت،امیرالمومنین،حیدر،قسیم النار و الجنه؟!وصی المصطفی حقا،امام الانس و الجنه!

در وصف تو باید از عرش واژه برداشت،دستم نمیرسد آخر،زبانم لال،قلم گریبان میدرد همچون کعبه که در عشقت بیتاب شد...

"توصیف علی به گفت و گو ممکن نیست

گنجایش بحر در سبو ممکن نیست"

فخر نبی،بابای امت،علی...

و در این نقطه ی آغاز ،عجیب، گم میشوم و تازه پیدا میشوم...!

دستی به دامان ولایتت،و جامی از مهر و محبتت به عاریت میگیرم تا قلم زنند عرشیان توصیفت را...اذن قرب الی الله ،نقطه ی باء بسم الله...علی...

بسم الله...

 

سیزدهم ماه رجب،روز میلاد ولی الله الاعظم،امیرالمومنین،امام المتقین علی بن ابی طالب (علیه السلام)، به پیشگاه مقدس پدر امت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)،و شیعیان و محبین حضرتش تبریک و تهنیت باد.

 flower divider

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است

راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست

«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت

قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

( سید حمیدرضا برقعی)

 

عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است... یعنی اینکه باطن قبله را در امام پیدا کن!

(شهید آوینی)

(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

جنت الحسین(علیه السلام)...روضه ی اول!

خیلی وقت شده بود که بی صدا به خانه ی مجازی سنا سر میزدم..اما نمیشد...

نمیشد که بنویسم...

مطلبی ...حتی نظری...

...یادش بخیر...!

شب جمعه که میشود،دل پر میکشد تا گنبد طلا..

"سلام علی ساکن کربلا..."

با نام نامی اش اغاز میکنم

ازین پس به شرط توفیق

با جنت الحسین (ع) هر از گاه دنیای مجازیمان را مزین "تر" میکنیم

کاش به حرمت غلام رو سفیدت آقا!

به ما هم نظر کنی...

عشق من و تو زاده‌ی زهرا ! شنیدنی است
با یک کلاف هم دلِ یوسف خریدنی است
پیش تو ایستادم و خواندم به زیر لب:
خال سیاه بر رخ زیبا چه دیدنی است!

گفتی برو؛ چگونه رهایت کنم حسین؟
آورده‌ام سری که فدایت کنم حسین!
گیرم قبول کردم و رفتم، ... بدون تو
می‌میرم آن زمان که هوایت کنم حسین!

قلبم تو را صدا زده از پشت جوشنم
بنگر فقط به عشق تو شمشیر می‌زنم
با تو نشسته‌ام که چو کوه ایستاده‌ام
تنها کنار توست که حس می‌کنم منم

حبُّ الحسینیم شده‌ام مست مست مست
ای وای اگر که تیغ بیفتد به دست مست
کی دست روی دست گذارد در عاشقی
تا پای مرگ پای رفاقت نشسته مست

دیگر چرا برای غلامت دعا کنی؟
وقتی که درد را به نگاهی دوا کنی
واجب نبود دست کشی روی صورتم
وقتی که خاک را به نظر کیمیا کنی

هوش از سر بنی اسد امشب پریده است
یک قطره عطر سیب به خونم چکیده است
جای تعجب است درخشیدنم مگر؟
دستی حسین بر سر و رویم  کشیده است

امضا:                           

شب جمعه بیاید کربلا زهرا(سلام الله علیها)...