*اخبار سنا*

توجه !                            توجه !

خداوندا ، در هر خیری که محمد (ص)و ال محمد (ص)را داخل کردی مرا نیز داخل فرما..

اهالی سنا قصد دارند به شکرانه ی عید بزرگ فطر ساعاتی را در کنار ایات نور سپری کنند.

پس تو هم با ما همراه شو...

زمان : شنبه  4/7/88  ساعت ۱۴:۳۰

زمین : سالن EDC 

  بی صبرانه منتظرتونیم... 
                                                                                                          
                                                                                                     "یا حق"


دفاع مقدس سرآغاز آمادگی برای ظهور است

"بسم رب المهدی"

دفاع مقدس سرآغاز آمادگی برای ظهور است.

سال 1358 در چنین روزی با حمله ی نیروهای بعثی عراق به مرزهای جنوبی ایران (شلمچه) جنگ ایران و عراق اغاز شد و دلاور مردان ایرانی با دفاع همه جانبه طی 8 سال مرزهای ایران را از هجوم دژخیمان عراقی محفوظ داشتند تا یک وجب از خاک ایران به دست بیگانگان نیفتد . اگر نبودند جوانانی که واجب کفایی را واجب عینی دانسته و از تعلقات دنیوی دست بکشند ما چگونه می توانستیم در این برهه از زمان یاد یار غائب را زنده نگه داریم و به دنبال پیروی از ان بزرگوار باشیم .

می خواهم بگویم سرآغاز کانونهای مهدویت امروزی سالها پیش توسط آدمهایی پایریزی شده که ممکن است هیچوقت اسم انها به گوشمان نرسد .

به امید آنکه کانون سنا دنباله رو راه شهیدان باشد .

                                                                                                     انشا الله


عیدانه فراوان شد ...

به نام خدای کسی که با او هر روز عید است و وجودش بزرگترین عیدی است


ساعت 22 این جا کره خاکی است ؛ دلکده ی اهالی کانون مهدویت سنا !
امشب اولین شب پس از اتمام دوره دوم تدبر در قرآن است جنبشی که در آن اهالی  سنا سر یک ساعت(22 هرشب) صفحه قرآن  مربوط به خودشان را می خواندند و در آن خوب تامل می کردند و هر حکمت شیرینی را که درک می کردند یاد بر می داشتند تا در مراسمی دلنواز و روح افزا به نام عیدانه به بقیه دوستانشان هدیه دهند.
به هر حال امشب اهالی سنا شاید احساس غربت عجیبی بکنند 10 شب بود که در این ساعت به یاد امیرشان علی (سلام الله علیه) و برای سلامتی مولا و دلدارشان مهدی ( سلام الله علیه) با قرآن خلوت می کردند کسانی که شاید تفکر در مطالب صفحه مربوط به خودشان را ساعتی طول می دادند تا بر هدایتشان , اخلاقشان و اخلاصشان افزوده شود و عیدی های خوبی برای دوستانشان تهیه کنند.


 من که سخت منتظر گرفتن عیدی هایم هستم ...

 

خبر

سلام دوستان

همونطور که تو جلسه ی مجمع عمومی هفته ی پیش تصمیم گرفته شد،قرار شد عنوان موضوعاتی از کتاب نگین هستی رو که براتون جالب تره به ایمیل سنا بفرستید.ان شاءالله تا آخر مهر یه جمع بندی از این کتاب رو داشته باشیم.

لطفاً تا چهارشنبه ۸۸.۷.۱ عناوینتون رو برامون بفرستید.

لحظه ی ناب عاشقی ...

  

جدایی من و تو، حکايت مثنوی بی نهايتی است که چشم و گوش جهان را يارای خواندن يک دفتر کوچک آن را هم نيست.  امروز هم، کلاس عشق بی استاد می چرخد؛ و به رواق خانه ی چشم، گرد گريه پاشیدند؛ و در اين ميان، چاوش خوانان مژگان ، ايوان ديدگان را  آب پاشی کرده است.

  نکوهش مکن پروانه ی دل باختگيم را، که هزاران سال است به خانه ی هر کرم شب تابی، بی خود از خود سرک کشيده ام، تا شايد نشانی از شمع جمالت، بر تاقچه ی خانه اش پيدا شود.

 شانه های خسته ام؛ به ضرب نيرنگ زمانه ی بی کردار کوفته شده و در اين تصورم که شايد بستر گونه هايم، ديگر مجال غمازی را به لولی چشمانم نمي دهد و گودال زيرين پلک، مرداب قصه ی تنهايی من شده است.

تو کجايی؟ که صبحگاهان، زوزه ی گوساله ی قوم موسی، اذان جماعت کوردلان گرديده و درگاه افزون خواهی سامری، برای خود ديوار نيايشی گشته است.

تو کجايی؟ که ديگر زمين نيز از خوفناکی طلسم افراسياب، به لرزه افتاده و از طالع کژدم گون اسکندر، به گريه نشسته است.

ای چامه ی جاويد، کی سروده می شوی؟ چه زمان صفحه ی سياه تاريخ را می آرايی، تا بندگانت گريه کنان، شاهکار بی چون تو را به تماشا بنشينند؟ تا آنجا تو باشی و منبر نياکانت و امتی که ابيات جمالت را هر لحظه، عاشقانه مشاعره کنند.  عجب عاشق کشانی می شود آن دم !

 وای و وای! آن لحظه ديگر آخر عشق است، که بر می خيزی و حکايت لبان خشکيده ی زيبای نينوا را بر قافيه ی نوحه بريزی و در حلقه ی شور شوريدگان، ميانداری کنی.

  ای جوهره ی آتش، پيکره ی زمين در انجماد و رکود يخ زده است؛ و صدای لرزه ی دندانهايش، فريادهای التماس را منزوی می کند. اما در واپسين نفس های باقی مانده، چشم اميد به شعله کشيدن ذوالفقار تو دارد. پس به رهايی خاک از زنجير کفر و به حرمت عشق ناکام گودال نشينانی که اثبات حقانيت خورشيد را می کنند، زبانه بکش...!

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی    دل بی تو به جان آمد،وقت است که باز آيی

هر یکشنبه یک سوال(2)

???با مشخص بودن کامل شخص مهدی موعود،چگونه

است که برخی منسوبان و مدعیان مهدویت پدیدار

شده اند؟؟؟

پاسخ "هر یکشنبه یک سوال(1)"

این عبارت از خواجه نصیرالدین طوسی نقل شده:           

"وجوده لطف و تصرفه لطف آخر وعدمه منّا"

وجود امام یک لطف است و تصرف(وحضور عینی)او (در جایگاه رهبری انسان ها)لطف دیگر.نبود او از ماست.

              ?                  ?                    ?                  ؟                   ؟

آیا تنها علت غیبت ونبود آن حضرت به خاطر گناه شیعیان، دوستان ونزدیکان آن حضرت است یا عوامل دیگری هم در آن اثر داشته است؟ 

 

پاسخ:گرچه ما علت غیبت را نمی دونیم ولی می دونیم که یکی از حکمت های آن امتحان مردمه .دیگه از عوامل زمینه ساز غیبت،گناهانه.این به معنی انحصار عوامل نیست چرا که بشر بدون اتکا به جهان وحی نمی تونه بر تمامی ابعاد احکام و وقایع دینی مسلط باشه.به همین خاطر،برای قرب ظهور و فرج تاکید بسیاری به ترک گناه و اصلاح فرد و جامعه شده.

هر جا سخن از آرزوی ظهور هست،سخن از دعا برای فرج و گشایش هست.سخن از صلاح و تقوی هست.

به شرط تقوی و زلالی جان،می تونیم با زبان های پاک و جان های زلال از خداوند متعال تقاضا کنیم که ظهور زودتر واقع بشه.ان شاءالله.این به معنیه حتمیت ظهور با خوب شدن ما نیست. پاکی و صلاح زمینه ی ظهور ه نه علت تامّه ی اون.

در سفارشات امام عصر(عج) برداشت می شود:اگر شیعه به یقین بداند که مبادرت به گناه قلب مولایش را می آزارد و در طول غیبت آن سرور تاثیر گذار است،به یقین چنین شیوه ای پیش نمی گیرد و به عکس،می کوشد تا گام گذار وادی صلاح و اصلاح گردد.در این زمینه و برای دریافت پاسخ دقیق تر مراجعه کنید به:

-مکیال المکارم بخش تکالیف اثر غیبت           -خورشبد مغرب بخش انتظار  

 

یا فاطر , بحق فاطمه(سلام الله علیها)

خدا پشت و پناهت باشد عزیز من ! مهرت در دلم جای گرفت و با رفتنت جایت در زندگیم خالی گشت. رجب را به شوق تو شعبان کردم , شعبان را به امید تو شاد بودم و از نیمه اش؛ آن که روز بهجت آسمان و زمین است دستان پر مهرت را از دور دیدم که مرا به آغوش می کشیدی و امروز شادانم از اینکه به فطرتم بازگشتم اما تو را چه کنم که رفتی ؛ عزیزم...
شب هایت را به خستگی روز و خواب گذراندم و روز هایت را به ضعف خفتم . شایسته نبودم پس این هبه ی الهی چیست که به من داده شد مرا از مهمانی به عید داخل کردند به صاحبت سوگند شایسته نبودم.
اما عزیزم یازده ماه میان من و تو فاصله می افتد از صاحبت بخواه به حق دوازدهمین کوکب هدایتش دوباره مرا به تو برساند بخواه برساند و توفیق دهد یازده ماه دیگر قرآن را با دوازدهمین معلم قرآن به سر بگیرم...
عزیزم از خدا بخواه اگر به یازده ماه دیگر نرسیدم مرگم را مثمر به ثمرات کند که از نفله شدن بیزارم.
عزیزم از خدا بخواه دیگر مرغ بریانی فروشی ها مرغ های طلایی شان را پشت ویترین و جلوی چشمان حمید کوچولو نچرخانند از خدا بخواه دیگر کبابی ها چربی در آتش نیندازند تا بوی تصنعی کباب دل ها را به هوس بیندازد آخر می دانی برای حمید سخت است با گونی پلاستیک هایی که بر دوشش است به تماشای مرغ ها و استشمام بوی کباب بایستد آخر او نمی تواند که...
عزیزم از خدا بخواه حمید کوچولو را یاد بدهند نباید به دست مردم بنگرد او باید مشتاق لطف خدا باشد او هرچه ندارد امامی به مهربانی مهدی (سلام الله علیه) که دارد, از خدا بخواه حمید را آن قدر بزرگ کند و آن قدر کرامت بیاموزد که نسبت به بو ها و منظره های تهیج برانگیز بی تفاوت باشد.
عزیزم از خدا بخواه که در این یازده ماه مرا کمک کند که زیبا باشم اما جلوه گری نکنم ؛ حیا یم را با حجابم حفظ کنم تا وقار داشته باشم و دیگران را به سختی نیندازم.
عزیزم از خدا بخواه که چشمانم را به زیبایی ها بگشایم و بر جلوه های دنیاییان بر بندم تا ذهنی آرام و قلبی مطمئن داشته باشم.
عزیزم از خدا بخواه در کرامت را به روی من نبندد تا انفاق کنم و از پس تقاضای محتاجان با توجیه سازی نگذرم !
عزیزم از خدا بخواه ما را با قرآن بیش از پیش پیوند دهد.
عزیزم از خدا بخواه همه ی این ها را و آنچه ننگاشتم در سلامتی و دیدار لبخند رضایت مهدی (سلام الله علیه) یک جا به ما بدهد.


سلام بر تو !
تو را بدرود می گویم با آن که از تو ملول نیستم, روزه ی تو را ترک گوییم اما از آن تنگ دل نباشم.
سلام بر تو !
که پیش از آمدنت آرزویت را داشتنم و پیش از رفتنت از مفارقت تو اندوهگین بودیم.


حضرت علی بن الحسین (سلام الله علیه)
صحیفه سجادیه دعای 45 (دعا در وداع ماه مبارک رمضان)

((برداشته شده از یک وبلاگ))

عیدتون مبارک!

عید سعید فطر مبارک

در صبحدم این عید آسمانی است که هاتفی ملکوتی، پیروزمندان میدان جهاد اکبر را به دریافت پاداششان فرا می‏خواند، پاداشی فراتر از پاداشهای خاکی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.

امام باقر علیه‏السلام ازپیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله روایت کردند: «اِذا کانَ أَوَّلُ یَوْمٍ مِنْ شَوّال نادی مُنادٍ: اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلی جَوائِزِکُمْ. ثُمَّ یا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَیْسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ یَوْمُ الْجَوائِزِ؛ هنگاهی که روز اول ماه شوال فرا می‏رسد، منادی ندا می‏دهد: هان ای مؤمنان! برای دریافت جوایزتان صبح زود بشتابید. ای جابر، جوایز خداوند همانند جوایز پادشاهان نیست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوایز است.»

فاتحان و مدال‏آوران جهاد اکبر را شایسته نیست که از پس این پیروزی بزرگ، در گرداب معصیت و نافرمانی در غلطند و دیگر بار اسیر نفس فرومایه شوند و عزت خدایی را با ذلّت شیطانی معاوضه کنند. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در خطبه‏های عید فطر، مردم را به دوری از معصیت در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، و... دعوت می‏فرماید.

امام علی علیه‏السلام در عید فطر خطبه خواند تا آنجا که فرمود: «اَطیعُوا اللّه‏َ فیما نَهاکُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْیانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِکْیالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛ فرمان خداوند را در خودداری از کارهایی که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنید [که از آن جمله است: ] نسبت ناروا به زنان عفیف، شهوترانی حرام، شراب خواری، کم‏فروشی، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»

ربنّا تقبّل منّا انک انت السمیع العلیم

عیدتون مبارک

وداع با رمضان

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها، ای ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خداوند. بدرود ای یار و هم نشینی که چون باشی ارزشت بس جلیل است و چون رخت بر بندی فراقت رنج افزا شود. ای مایه امید ما که دوریت برای ما بس دردناک است.بدرود ای همدم ما که چون بیایی شادمانی و آرامش بر دل ما آری و چون بروی رفتنت وحشت انگیز است.بدرود ای همسایه ای که تا با ما بودی دلهایمان نرم بود و گناهانمان کم شد. بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی و ای مصاحبی که راه های نیکی و فضیلت را پیش ما هموار ساختی. بدرود که آزاد شدگان از عذاب خداوند در تو چه بسیارند و چه نیکبخت است آن که حرمت تو را نگه داشت. بدرود که چه بسا گناهان که از نامه عمل ما زدودی و چه بسا عیبها که پوشیده داشتی بدرود که درنگ تو برای گنهکاران چه به درازا کشید و هیبت تو در دل مومنان چه بسیار بود.بدرود که سرشار از برکات بر ما در آمدی و ما را از آلودگی های گناه شست و شو دادی.بدرود تو را و آنشب قدر تو که از هزار ماه بهتر است......

عذر تقصیر ما را در ادای حق خود بپذیر و عمر ما را تا رمضان دیگر دراز کن و چون به رمضان دیگر رسیدیم یاریمان ده تا آن سان که سزای خداوندی توست عبادتت کنیم و ما را به منزلتی رسان که سزاوار طاعت توست و به چنان اعمال شایسته ای برگمار که ادای حق تو را در این رمضان و رمضان دیگر بایسته باشد بار خدایا در این ماه اگر قصد گناه کرده ایم یا مرتکب آن شده ایم یا به عمد خطایی از ما سر زده یا از سر فراموشی  ستمی بر خود روا داشته ایم بار خدایا برمحمد و آل محمد درود بفرست و گناه ما را فرو بپوش و ما را عفو کن.   

(صحیفه سجادیه، دعای45 )

 

شهریار...

امروز بیست و هفتم شهریور ماه روز شعر وادب فارسی و سالروز بزرگداشت شاعر گرانقدر مرحوم سید محمد حسین شهریاره.

حیفم اومد شعر انتظار اون بزرگوار رو براتون نذارم.                                                                                                     

باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی               باز ای سپیده ی شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد بروی تو                افسوس ای شکوفه ی خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من،چرا                     باز امشب از دریچه ی زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز          چون سر گذشت عشق به پایان نیامدی

مگذار قند من به یغما برد مگس                      طوطیّ من که در شکرستان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند              افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه             نا مهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر بخون جگر دست می دهد               مهمان من چرا بسر خوان نیامدی

دیوان حافظ تو و دیوانه ی تو من                       اما پری بدیدن دیوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش                  ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست           اما تو هم ارزان به دست من نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ایست       ای تخته ام سپرده بطوفان نیامدی

عیش دل شکسته عزا می کنی چرا                 عیدم توئی که من بتو قربان نیامدی

در طبع شهریار خزان شد بهار عشق               زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

                                                                                                         روحش شاد

در محضر نور(1)

بسم اللّه الرّحمن الرحیم

ن والقلم و ما یسطرون             (سوره ی قلم آیه اول)

نون،سوگند به قلم و آنچه را که با قلم می نویسند.

چرا خداوند در این سوره به قلم و نوشته قسم یاد می کنه؟

مگه اهمیت قلم ونوشته چه قدره که تو سوره ای که خدا از پیامبرش می خواد در مقابل کسانی که به او تهمت جنون می زنن دفاع کنه و تهمت زننده ها رو به عذاب تهدید کنه،به اونا قسم یاد می کنه؟

                      نظر شما چیه؟

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

شکوه های دل

 

ديشب به سيل اشك ره خواب مى‏زدم
نقشى به یاد تو بر آب مى‏زدم

 
مولای من!از گذشتگان هر كه خبر دار مى‏شد كه امت آخرالزمان يگانه امام و راهنماى خود را فراموش مى‏كنند دلش به حالمان سوخت؛ چرا كه باورشان نمى‏آمد كه مى‏توان بدون خورشيد هم زندگى كرد و باورشان نمي آمد كه مگر مى‏شود بدون گرماى محبوب، سرد و يخ زده روزگار را گذراند

قصه پر غصه فراق و جدايى تو را هر اهل دلى كه بشنيد از درد جانش به خزان نشست .حبیب من !داستان غيبت تو را بر هر سنگ و گياه و حيوانى كه خواندند پژمرده گشت...
كبوتران آسمان به حال ما بيچارگان رقت كردند، ماهيان آب ها، مدام عوض ما ظهور تو را طلب كردند
اما...

اين درد را به كجا برم؟؟؟
من، من كه بايد مدام به انتظار تو باشم، من كه بايد بغض بزرگى همواره راه نفسم را بگيرد، من كه بايد چشمانم هميشه اشك آلود نيامدنت باشد،  آسوده و بى‏خيال،.
به دور از تو به خود مشغول شدم
آرى همه ما به خود مشغول شديم

 رفتيم به نماز ايستاديم و نفهميديم كه او شرط نماز؛ يعنى قبله ما، در كجا مانده است. نفهميديم كه او در كجا تنها مانده است. نفهميديم كه نماز بدون امام عشق معنا ندارد. نفهميديم نماز بدون تكبير پيشواى محبت، نماز نيست و از اين رو همه نمازهايمان رنگ عادت به خود گرفت. 
آرى، رفتيم به طواف حرم و نفهميديم كه خورشيد و ماه و ستاره، همه مخلوقات طواف وجود او مى‏كنند. به پرده كعبه چنگ زديم و هيچ نفهميديم كه پرده كعبه حرمت لباس او را نيز ندارد. نفهميديم كه اين همه حاجيان راه صفا گم كرده‏اند. و اينك كه اين همه را مى‏نگرى،گريه‏اى غريب بر دلت سنگينى مى‏كند.

چه مدت‏ها كه در هنگام اشك او ما بى‏خبر بوده‏ايم
چه ساعت‏ها كه در هنگام حزن او ما بى‏خيال بوده‏ايم

مولاى من !آنقدر روزها و شب‏ها آمد كه ما به خود نيامديم و نپرسيديم چرا تو در صحراها خيمه نشين شده‏ای؟ چرا دور از مردمان زندگى مى‏كنى ؟ ما به خود نيامديم و تو هر روز اميدوارى كه ما به سويت برگرديم تو هر روز چشم انتظارى كه ما براى نيكبختى خودمان، براى سعادت خودمان به سوى تو برگرديم....

مهر نهان

بسم الله الرحمن الرحيم 

مي گم خدايا حالا نمي شد امام زمان «عليه السلام» نزديكاي زمان ظهور به دنيا مي يومدن تا ديگه نه اينقدر خودشون سختي ها ومشكلات روتحمل كنن و نه شيعيانشون ؟

اگه يه نفر همين سؤالو از شما بپرسه چي جوابشو ميدين ؟ اگه از من بپرسه اينطور بهش مي گم كه :

امام «عليه السلام» كه فقط براي حكمراني،رهبري و پيشوایي مردم نيست بلكه علاوه بر اين كار هاي مشخصي كه امام «عليه السلام» موقع ظاهر بودنشون انجام ميدن يه سري فايده هايي هم براي همه دنيا دارن كه فرقي نمي كنه كه ظاهر باشن يا غائب مثل :

ادامه نوشته

این شام سحر گردد...


«لا والذي أمسنا منه في غبر ليله دهمآء، تکشر عن يوم أغر، ما کان کذا و کذا»
.(1)
ترجمه: «سوگند به خداوندي که با قدرت او باقيمانده ي شب تاريک را به سر برديم که از روزي روشن لبخند مي زند و آشکار مي گردد چنين و چنان نخواهد بود(نخواهد ماند)».

واژه ها:

دهماء: سياه و ظلماني
غبر: باقيمانده ، بقيه ي هر چيز، گرد و تيرگي.
تکشر:آشکار، تبسم
اغرّ: زيبا، بزرگوار، سفيد از هر چيز

توضيح و تفسير:

در اينجا به قول سيد رضي رحمه الله با زيباترين بيان، طلوع صبح را به لبخند شب تيره تعبير فرموده و به نظر عده اي از مترجمان و شارحان نهج البلاغه اين کلام، از ظهور حضرت مهدي عليه السلام و صبح سعادت خبر مي دهد و به اصل کلي «اين شام را سحر در پيش و اين سحر را صبح نزديک است» اشاره دارد که اين گونه نخواهد بود و اراده ي خدا بر اين نباشد که بر ما اهل بيت و امت هميشه تاريکي باشد، بلکه زماني مي رسد که دولت حق حجت الله موعود محقق و مردم با حقايق اسلام آشنا و از گمراهي و جهل و ظلم نجات يافته، و ما از غربت و مظلوميت تاريخي بيرون خواهيم آمد.
در واقع حضرت علي عليه السلام آينده ي روشن بشريت را نويد و اميد مي دهد و درس تحمل و توکل و تلاش مي دهد همان گونه که در شب هنگام، انسان تسليم تاريکي ها و حاکمان شب نمي گردد و با آن که مطمئناً صبح و سپيده خواهد دميد ليکن مي کوشد تا نور و چراغي يابد و خود و ديگران را از خطرها و تيرگي ها حفظ کند؛ همين طور در غيبت خورشيد خاتم الاوصياء عجل الله فرجه الشريف- که امام خميني رحمه الله مي گفت: «ما در انتظار رؤيت خورشيديم» هرگز نبايد تسليم تباهي ها و فتنه هاي سياه و گمراه گر شد.(2)

پی نوشت:

1- نهج البلاغه، حکمت 269 (فيض الاسلام) و 277 (محمد دشتي) و 261 (ابن ميثم) و 287 (محمد عبده).
2- گرچه احتمال روزگار رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و يا روز غدير براي آن حضرت، به ذهن مي رسد ليکن با توجه به فعل مضارع بودن (تکشر) و اين که روز سپيد راستين و فراگير و ماندگار اهل بيت عليهم السلام روز ظهور حضرت مهدي عليه السلام و حکومت حقّ و عدل او مي باشد که پيامبر و معصومين پيوسته بشارت آن را مي دادند و کلام امام عليه السلام مشتبه به نظر نمي رسد.

منبع: کتاب منجي موعود از منظر نهج البلاغه

رمزظهور...

رمز ظهور 

تا حالا با خودت فکر کردی که اگه قرار باشه یه رمز برای ظهور وجود داشته اون چه رمزیه؟

با تحقیقی که در برداشت های قرآنی و روایات اهل بیت(ع) و پیام های امام زمان(عج)شده مشخص می شود که رمز ظهور حضرت بقیّه الله ارواحنا فداه،تنها سه کار است: 

۱.دعا   ۲.تبلیغ   ۳.خودسازی

 در مرحله اول باید به سوی پاکی حرکت کرده و با خود سازی و تزکیه ی نفس زمینه را برای ظهور خورشید نور و پاکی فراهم نمائیم.

آنگاه همواره برای فرج امام عصر(عج)دعا نموده و دعا برای فرج آن بزرگوار را به فرزندان خویش و دیگران نیز یاد دهیم و در رابطه با معرفت آن حضرت ارزش انس با آن امام مهربان و فایده های ظهور ارزشمندش تا آنجا که می توانیم تبلیغ و تلاش نمائیم.

بنابر این این پیامک خوبی برای دوستان شما با تلفن همراهه :

رمز ظهور امام زمان

=

دعا                       تبلیغ                 خودسازی  

تصویر پشت زمینه

سلام دوستان
این هم یک تصویر سنایی ویژه شهادت حضرت امیر  المومنین(علیه السلام ) شاید بگید دیره اما خالی از لطف نیست.

برای دیدن عکس در ابعاد واقعی اینجا کلیک کنید

ايستگاه خدا

          عکس و تصاویر خانه خدا در شهر مکه                                                      

ايستگاه خدا

قطاري كه به مقصد خدا ميرفت در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر (ص) رو به جهانيان كرد و گفت:  مقصد ما خداست .

كيست كه با ما سفر كند ؟    

كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟

كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟

قرنها گذشت اما از بيشمار ادميان جز اندكي بر ان قطار سوار نشدند از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود . در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد كسي كم ميشد قطار مي گذشت و سبك مي شد زيرا كه سبكي قانون راه خداست . قطاري كه به مقصد خدا ميرفت به ايستگاه بهشت رسيد پيامبر (ص) گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند اما اينجا ايستگاه اخر نيست ! مسافراني كه پياده شدند بهشتي شدند .اما اندكي باز هم ماندند .قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .

انگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت : درود بر شما راز من همين بود ان كه مرا ميخواهد در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد . وان هنگام كه قطار به ايستگاه اخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري ؟! ! 

  يادمون نره كه:به تعداد ادمهاي دنيا راه است براي رسيدن به خدا( ۱۴۸بقره)    

بار الها ! به جلال الهي وبه روشنايي مقدس ذاتت وبه مهرباني رحمتت وبه لطافتهاي نيكي ات از تو ميخواهم كه گمانم به اكرام وانعامت و ارزوي نزديكي به تو و قرار گرفتن در جوار رحمت بي انتهايت را به نا اميدي تبديل مكن و نعمت مشاهده ي جمالت را نصيبم فرما...

                                                                                                                                  مناجات خمسه عشر  

هر یکشنبه   یک سوال(1)

این عبارت از خواجه نصیرالدین طوسی نقل شده:           

"وجوده لطف و تصرفه لطف آخر وعدمه منّا"

وجود امام یک لطف است و تصرف(وحضور عینی)او (در جایگاه رهبری انسان ها)لطف دیگر.نبود او از ماست.

              ?                  ?                    ?                  ؟                   ؟

آیا تنها علت غیبت ونبود آن حضرت به خاطر گناه شیعیان، دوستان ونزدیکان آن حضرت است یا عوامل دیگری هم در آن اثر داشته است؟ 

برنامه های جدید......

سلام بر مهدی موعود و سلام بر شما دوستداران مهدی موعود،امیدوارم طاعات و عباداتتون قبول باشه.

بعد از یه وقفه ای که به خاطر کارای اردو و غیره بوجود اومد طبق قولی که داده بودم نظرتون رو به بخشی از برنامه های جدید وبلاگ جلب می کنم تا ان شاءالله که به ارتقاء علمی و معنوی وبلاگمون کمک کنه و یه تلنگری هم به روحیه ی تحقیقمون بزنه.

برنامه ها: 

۱.در محضر نور     در این بخش که هفته ای یکبار (پنجشنبه ها) خواهد آمد آیه ای از قرآن مجید با معنی گذاشته میشه که شما دوستان خوب هر نکته و مطلبی راجع به اون آیه دارید رو میتونید بذارید ودر آخر به یک جمع بندی از نکات خواهیم رسید.این می تونه یه فرصت خوب برای پررنگتر کردن قرآن در زندگیمون باشه.ان شاءالله.

۲.???هریکشنبه  یک سوال؟؟؟ تو این بخش هر هفته(یکشنبه ها) یه سوال تامل برانگیز با محوریت مهدویت و مسائل مرتبط گذاشته میشه که در مدت یه هفته شما دوستان نظر و جوابتون رو به اون سوال بدید و در آخر احتمالا یک نتیجه گیری از بحث رو خواهیم داشت.اما در مورد سوالاتی که متقاضیان زیادی برای بحث داشته باشه تو جلسات مجمع می تونیم در موردشون با هم بحث و تبادل نظر کنیم.

۳.آنلاین با امام عصر(عج)   بخشیه که در اون هر درد دل و صحبتی با محبوب دارید می تونید بنویسید تا انشاءالله لحظه به لحظه حضور حضرتش رو بیش از پیش احساس کنیم.

۴.از دوستان خوب نویسنده می خوام که برای نظم و اتحاد بیشتر مطالب مناسبتی این مطالب رو به پست الکترونیکی سنا بفرستن تا با جمع بندی مطالب یه مطلب کامل برای ارائه داشته باشیم(البته به نام خود نویسنده ها) 

منتظر خبر ها و پیوند های بعدی ما باشید.

امیدواریم که با همکاری شما دوستان بتونیم برنامه ها رو محقق کنیم.

منتظر انتقادات و پیشنهادات همه دوستان هستیم.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                                                                                                    مسئول وبلاگ

 

صاحب شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»

«در آن [شب‏] فرشتگان و روح [جبرئيل‏] با اجازه ی پروردگارشان براى [تقدير] هر امرى نازل می شوند.»

 

یکی از شگفتی های آفرینشِ خالق حکیم ، قرار دادن شب قدر از همون ابتدای نزول آدم و حوا به باند خاکی فرودگاه زمین و تعیین نماینده وفرستادن امر هر سال به کوی این حجت توسط فرشته ها به همراه روح ، این فرشته والا مقام الهی است.

سرّ این حقیقت اینه که خداوند حکیم برای میزان و مقدار فیضی که تعیین شده تا به کانال فیض إلهی إرائه بشه ، زمانی رو به عنوان «شب قدر» قرار داده تا علاوه بر تفصیل و تقدیر امور در این شب ، بنی آدم بتونن با شب زنده داری و مناجات و اظهار نیاز نقشی در مقدار فیض خودشون و افزایش اون داشته باشن.  

 

ادامه نوشته

چرا اين شب را شب قدر گفته اند ؟...



شهود،شب قدر یا لیله القدر مشهورترین نام این شب است. مفسران درباره اینکه چرا این شب را شب قدر گفته اند و قدر به چه معناست، سه معنا را انتخاب کرده اند:
1-  قدر = شرف و منزلت

مرحوم طبرسى گوید: از آن رو به این شب، قدر گفته اند که داراى شرف و پایه اى بلند و شانى عظیم است. مثل اینکه گویند: مرد داراى قدر؛ یعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرماید: و ما قدروا الله حق قدره، یعنى عظمت و شأن خدا را آن گونه که باید به جا نیاوردند. ابوبکر وراق گوید: لان من لم یکن ذا قدر اذا احیاها صار ذاقدر؛ آن شب را قدر نامیدند، از این رو که انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. دیگران نیز گفته اند: شب قدر است، زیرا کارهاى خدایى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى دیگر نیز گفته اند: شب قدر است، چون کتابى گرانبها بر پیامبرى بلند مرتبه و گرامى، براى امتى بلند پایه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است.(۲) در قدر و منزلت شب قدر همین بس که سوره مبارکه (قدر) در شأن آن نازل شده است...
ادامه نوشته

سيماي مهدويت در قرآن 2

                              

                            يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبرُواْ وَصَابرُواْ وَرَابطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 

                   اي كساني كه ايمان آورده ايد صبر پيشه سازيد ودر برابر دشمنان نيز استقامت

                       كنيد واز مرزهاي خود مراقبت كنيد،واز خدا بپرهيزيد شايد رستگار شويد.

                                                        (آل عمران۲۰۰)

اين آيه بر چهار برنامه ي ارزشي تكيه نموده است:

واژه ها

۱.كلمه ي صبربه معناي ايستادگي در برابر مشكلات ،تمايلات وحوادث است كه در حقيقت ريشه ي اصلي هر گونه پيروزي مادي ومعنوي است .

۲.صابروا صيغه ي امر از باب مفاعله است يعني از مصابره وبه معناي صبر وپايداري در برابر صبر واستقامت ديگران است.بنابراين قرآن در مرحله ياول دستور به استقامت مي دهد كه هر گونه جهاد با نفس وپايداري در برابر حوادث ومشكلات را شامل مي شود ودر مرحله ي دوم دستور به استقامت در برابر دشمن را مي دهد واين خود نشانگر اين است كه تا ملتي در جهاد با نفس واصلاح نقاط ضعف دروني پيروز نشود پيروزي او بر دشمن خارجي ممكن نيست .

۳.رابطوا نيز از باب مفاعله است از ماده (ربط ورباط) گرفته شده واين واژه در اصل به معناي بستن چيزي در مكاني است،مانند بستن اسب والاغ درمحلي وبه همين جهت به كاروانسرا، رباط مي گويند.

۴. ربط قلب به معناي آرامش دل وسكون خاطر است.گويا رشته ي قلب ودل به نقطه اي بسته شده است.

 

ادامه نوشته

اسوه ی کرامت...

 

معیار ارزش

روزی معاویه به امام حسن (علیه السلام) گفت : من از تو بهترم امام فرمود: چرا؟ او گفت : بخاطر اینكه مردم دور من اجتماع كرده اند.

امام فرمود: هیهات ، هیهات (چقدر این سخن تو دور از حقیقت است) ای فرزند جگر خوار! آنان كه به دور تو جمع شده اند دو دسته اند:

1 - از روی زور و اجبار، در دور تواند

2 - از روی آزادی و اختیار، دسته اول بر اساس فرموده خداوند در قرآن معذورند.

 دسته دوم ، گنهكارند و از فرمان خدا نافرمانی كرده اند. حاشا كه من به تو بگویم : من بهتر از تو هستم زیرا در تو خوبی نیست تا من خوب تر از تو باشم ، ولی بدان كه خداوند مرا از صفات پست دور ساخته و تو را از صفات نیك انسانی دور ساخته است .

اینم یه درس از کریم اهل بیت(ع)

 میلاد اسوه ی کرامت رو به پیشگاه مهدی موعود(ع)و همچنین دوستای سنا تبریک عرض می کنیم.

آزمون اساسی...؟؟؟

يك آزمون اساسي با سه پرسش اساسي

1. اگر عزيزي را گم كرده باشيد، چه مي‌كنيد؟
آسوده و بي‌خيال مي‌نشينيد تا كم كم فراموشش كنيد؟
يا براي يافتن او همه تلاش خود را به‌ كار مي‌بريد.
شب و روزتان را به جستجوي او مي‌گذرانيد...
تا آن كه او را بيابيد يا نشاني از او پيدا كنيد؟
كدام‌ يك؟
2. اگر كسي را دوست داشته باشيد و بدانيد كه او نيز به شما بسيار علاقه‌مند است، آن قدر كه از بيماري شما بيمار مي‌شود و از خوشحالي شما خوشحال، چه مي‌كنيد؟
تنها به زبان اين دوستي را ابراز مي‌كنيد؟
يا در عمل، محبت خود را به او نشان مي‌دهيد؟
پيوسته در پي جلب رضايت او هستيد، به مناسبت‌هاي مختلف براي او هديه مي‌بريد، لباسي را مي‌پوشيد كه او دوست دارد، از عطري استفاده مي‌كنيد كه او مي‌پسندد و ...
كدام‌ يك؟
3. اگر بدانيد، كه براي حل مشكلاتتان مي‌توانيد به كسي مراجعه كنيد كه آماده كمك به شما مي‌باشد و براي ارتباط با او گفتن يك سلام كافي است، چه مي‌كنيد؟
آيا از كنار اين موضوع بي‌تفاوت گذر مي‌كنيد؟ يا تمام تلاش خود را براي استفاده از اين فرصت به كار مي‌بريد؟
كدام يك؟
اكنون ما كه مي‌گوييم
در انتظار امام زمانمان نشسته‌ايم،
او را به جان دوست داريم،
گره مشكلاتمان به دست او باز مي‌شود،
چگونه‌ايم و چه مي‌كنيم؟
هر صبح
با سلام بر او روزمان را شروع كرده و آمدنش را از خدا مي‌خواهيم؟
براي سلامتي او صدقه مي‌دهيم؟
و یا آن كه
آن گونه كه او مي پسندد زندگي كرده و عمرمان را سپري مي‌كنيم؟
...
خوب است در اين آزمون اين سه پرسش ساده را از خود بپرسيم و به خودمان نمره دهيم.
از صفر تا بيست! 

تقديم به كريم ترين ارباب دو عالم

              

در اين شبها كه به آسمان مي نگريم گويي بغض كهنه در گلوي مهتاب تورا فرياد مي زند،تويي كه در وانفساي اين دنيا از همه غريبتر بوده اي،تويي كه با سكوتت عشق را به آتش كشيدي وخاك را تا به ابد با غربت آغشته نمودي،در تنهاييت خداي را به ديدگان نمناكمان به تماشا كشاندي ودر يادمان اينگونه نگاشتي:هر كه عاشق تر ،دلي آشفته تر

اگر معبود تنهايي بر نمي گزيد بي شك تو را معبود دل خويش مي دانستم واز قرباني چشم ودل در راهت دريغ نمي كردم.دوست دارم آني شوم كه خريدارم شوي كه حتي اگر روزي قدم هايم به چمن جنت رسيد باز هم غلام روسياه تو باشم .

دلم سر سپرده ات شد تقصير من نيست ، براي تمام تنهايي حريم پاكت دلم مي سوزد ، هرگاه كه تن سپردم به به گوش دادن تمام زمزمه هاي دل خسته ام ،نامي به جز حسن بن علي نشنيدم نامي كه هرگز نتوانستم نامي در كنار آن بگنجانم .

بي گمان كه خاك تن من جز با غبار بقيع آغشته نشده ودر بدو تولدم بي شك به جاي اذان ، روضه تورا در گوشم خوانده اند كه اينگونه خود را شيداي تو مي بينم.

مرا چه باكي است از آتش دوزخ كه چون در ميان هاله هاي آن مرا رها كردند باز من دامن كريم تورا رها نخواهم كرد ،هنگامي كه براي گرفتن دستان گنهكارم قدمهايت را بر داري آتش چه شرمگين خواهد شد از زبانه كشيدن ،وابراهيم بيايد وببيند كه كدامين گلستان زيباتر است ؟

مولا ي من ! مرا به آبادي دل چه سود وچه نياز ؟ كه در اين دنيا هر دلي خراباتي شد گويا ابدي جاويدان شد.

   من اسارت دلم را به هيچ آزادي نفروشم كه زندانباني چون حسن بن علي جرعه اي جز مي به من ارزاني نمي دارد.

ميلادت مبارك 

 

دست های سبز دعا...

مولای من !
دیری است که پرنده زخمی دل هامان پروانه را تمنا می کند
اخر چقدر دلهامان تاب دوری ات را دارد
دست های سبز دعا رابنگر که دراسمان ابی انتظار امدنت را می کشد
ما دست به دعا برداشته ایم که:

                                      "خدا کند که بیایی"

اسمان به زمین امد...

 

*میلاد کریم سبز پوش ال فاطمه، تنهاترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر مبارک باد.*

ستاره‏ های سو سو زن، در اسمان رمضان، نشسته بودند و ماه کامل درخشنده را تحسین می‏ کردند. ناگاه، بارقه‏ ای از زمین به پشت اسمان درخشیدن گرفت.
از ان بالادست ، از ان ملکوت اوج گرفته، ستاره‏ ها دیدند که در زمین، ماه نو رسیده ‏ای در قنداقه متبرکش؛ به سمت اسمانیان لبخند می ‏زند. دیدند که اغوش فاطمه، شکلی مادرانه به خویش گرفت و ان ماه منیر را به سینه فشرد و دیدند که مهتاب، از شرم ان رخساره روشن، سر در ابرها فرو کرد.
خدایا ! این چه شبی است که جای اسمان و زمین عوض شده... که ماه در زمین نشسته و به سمت اسمان، رخساره نشان می‏ دهد
ستاره‏ ها، از تلالو خود دست کشیدند و مبهوت به تماشا ماندند و حسرتی ممنوع، سرا پایشان را فراگرفته است؛ حسرتی به رنگ یک ارزو؛ ارزویی که زیر لب زمزمه می ‏کرد: ای کاش من ستاره ی این ماه سپید بخت بودم و اطراف او، در طوافی ابدی سو سوی خویش را شب و روز عرضه می ‏کردم.
سلام بر اقیانوس کرامت!
سلام بر لحظه ‏هایی که تو را اوردند!
سلام بر اغوش «کوثر»، که با رسیدن تو مادرانه شد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏ السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر لب‏ های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه ‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر تو، امامت فردای پس از علی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاسته و مقدر است که در روزگارانی نه چندان دور، وارث تمام صبر فاطمی و عدل علوی، در زمانه بی‏ حیدر امیرالمؤمنین باشد و زخم‏ها و طعنه‏ های روزگار را جز به سکوت، پاسخی بر زبان نیاورد!
گهواره‏ ای معصوم، گوش به لالایی مادرانه زهرا سپرده است و خواب روزگاران را در راه می ‏بیند.
تاریخ، پشت سر این گهواره ایستاده و چشم‏ انتظار قد کشیدن اوست، تا کریم اهل بیت علیه ‏السلام و سفره اطعام همیشگی مدینه را با چشم‏ های خویش ببیند؛ تا دستان صلح عدالت را نظاره‏  کند که در ازدحام بیعت‏ های شکستنی، تنها به جا می‏ ماند و با شمشیر فرو خفته در نیام، با شمشیر خون نریخته، تزویر کفر را برملا می ‏کند.
ای فرزند نهج البلاغه و فدک !  ای نواده قران و شق‏ القمر !  ای برادر کربلا و عطش ! تو از هر طرف به بهشت منسوبی، با تو، تمام مسیرها، به ابدیت بهشت می‏رسند.
مجتبای هستی ! دست عطای بی‏ منتها یی و امام حلم سر به فلکی که دشنام بیگانه را به لبخند، اغوش می ‏گشاید و بر سفره کرامت می‏ نشاند.
سراغاز سلاله زهرا، خوش امدی ! تو فرزند علاقه دو عصمت بی ‏پایانی؛ مظلوم مضاعف تاریخ که در پس نامش، سکوت و خون‏ جگری نهفته است.
            
نامت، کبوتر سپیدی است که با شاخه ‏ای از زیتون، به نظاره تاریخ ایستاده.
                  
بر بلندای قرن‏ های جبر و ستمگری، کاش بشر، با دست ‏های صلح تو برای همیشه بیعت کند....

پست  الکترونیکی سنا منتظر شماست!

سلام به دوستای خوب سنا

با آرزوی قبولی طاعات و عباداتتون به اطلاع میرسونم که این هفته مطلبی به دست ما نرسید !ومن وظیفه دونستم که شما رو به دوستی بیشتر با پست الکترونیکی کانون خودتون دعوت کنم که  ان شاءالله با مطالب خوبتون جنبش و اکتیویته!!!بیشتری به وبلاگ بدید

راستی میلاد کریم اهل بیت امام حسن(ع) رو پیشاپیش به همتون تبریک میگم.

 منتظر مطالب خوبتون هستیم.                                                              تا بعد

سیمای مهدویت در قرآن

                                                     

                        ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر،ان الارض يرثها عبادي الصالحون 

                    ما در كتاب زبور پس از تورات نوشته ايم كه سرانجام زمين را بندگان صالح

                                           وشايسته به ارث خواهند برد.(انبيا 105)

 

ذكر در اصل به معناي هرچيزي است كه موجب تذكر وياد آوري باشد ولي در اين آيه به كتاب آسماني حضرت موسي (تورات)تفسير گرديده به قرينه ي اينكه قبل از زبور معرفي شده است.بر اساس تفسير ديگري ذكر اشاره به قرآن كريم است زيرا در قران آمده است:

                                                     ان هو الا ذكرللعالمين

در اين صورت كلمه ي (من بعد) به معناي علاوه بر مي باشد ومعناي آيه چنين خواهد بود :ما علاوه بر قرآن در زبور نوشته ايم كه سر انجام زمين را بندگان صالح من به ارث خواهند برد

.امام با قر(ع) فرمودند:منظور از صالحان در اين آيه اصحاب حضرت مهدي (ع) در اخر الزمان هستند.

ناگفته نماند كه اشاره قرآن به پيشگويي حكومت بندگان شايسته خداوند در روي زمين در كتاب هايتورات و زبور نشان مي دهد كه اين موضوع از چنان اهميتي برخوردار است كه در كتب آسماني پيامبران پيشين يكي پس از ديگري مطرح مي شده است.

 

ادامه نوشته

   اول دفتر به نام یزدان پاک...

از روزی که مسئول اجرایی سنا شدیم بار سنگین مسئولیتی را بر شانه های همیشه متعجبمان احساس کردیم که شاید اگر مجالی بود صفحه ی کیبورد جایش را خیس می کرد و اگر نبود دست نسل قدیم سنا که مسیر را نشانمان دهد،حالا این ما نبودیم که می گفتیم:اول دفتر به نام یزدان پاک و سلام!

سلام به پنجره ی جدیدی که نگاه ها خیره شده تا این بار به دست ما به دنیای تازه ای باز شود.

به گمانم فرق بین ما و نسل قدیم سنا این است که ما تندروهای عجولی هستیم که بی منطق احساساتی می شویم و آنها منطق مداران آرامی هستند که صدایشان را می شنویم که می پرسند:آن روزها که هیچ همسایه ای آش ما را هم نمی زد کجا بودید؟!

...و در انتهای اولین وب نوشته مان یاد می کنیم از کسانی که نقدشان نکردیم خیلی وقت ها،کوبیدیمشان !

کوبیدیمشان و هیچ نگفتند چون می دانستند آنچه را ما نمیدانستیم و شاید بتوان به قضیه جور دیگری نگاه کرد ما کوبیدیم و آن ها شنیدند و هیچ نگفتند چون اصلا حرفی برای گفتن نداشتند!

سنا می ماند.  کج سلیقه ها مجبورند بار وجود حرفی تازه را در دانشگاه حس کنند.

سنا می ماند، با اقتدار هم می ماند.ما می آییم و می رویم و جای خود را به دیگران می دهیم هم چنان که امروز ما به کرسی کسانی نشسته ایم که دیروز سنا را مثل کودکی که تاتی تاتی می کرد تا به این جا رسانده اند.

منصف که باشیم باید دست تک تک کسانی را که ستاره ای به آسمان سنا اضافه کردند به گرمی بفشاریم و منصف تر که باشیم و کمی هم بی پرواتر ،از آن ها بخواهیم که بمانند و بر ماندن اصرار کنند که سنا حال و حوصله ی جای خالی عزیزانش را ندارد.

                                                                                                                     پایان...

 

همسایه دیوار به دیوار آسمان...


سلام بر تو بانوی چشمه‏ های روان، مادر مهربان شریعت، همسایه دیوار به دیوار آسمان، خدیجه بزرگ!
سلام بر تو که دست ‏هایت، نوازشگر نافله‏ های شبانه ی رسول بود و آغوش دریایی ‏ات، گهواره ملکوتی بتول.
سلام بر تو، ستون محکم اسلام، تکیه ‏گاه اسلام، تکیه ‏گاه هیجان‏ های پیامبرانه
!
دل‏های جهان، سال‏هاست در تکاپوی لحن آفتابی توست. ای الهه ی اندوه و عشق! تیماردار دندان‏های شکسته و قدم‏های دربند! شب‏های وحشتناک خاک، از خورشید پیشانی ‏ات نور می‏گرفت
.
محرم چند ین ساله ی حرا
!
خارهای دامنه نور خوب می‏شناسدت؛ با تکاپوی شبانه ‏ات، همه سنگ‏ها و صخره‏ ها آشنا یند
. بدون ‏تکیه‏ گاهی چون تو، شانه ‏های وحی، روزگار سختی داشت. پس از تو نیز، روزگار رسالت، به تاریکی شب ‏های شعب ابی طالب است.
پرده ‏نشین گوشه ‏های حجا ز
!
چشم جبرئیل، بر حلقه ی درگاه بزرگت خیره مانده است :«برخیز! ای جامه ی بر سر کشیده!» این نجوای خداوند است که بر در و دیوارت می‏کوبد. سکوت، ادامه سرگذ شت شبا نگاه توست، رنج‏هایت آغاز شده است.
تو هم برخیز! پیامبر وار ، شانه به شانه ی محمد (ص).

سلام بر تو! که دریاهای جهان، تشنه ی نوش جرعه‏ های شفاف سخاوت تواند...

وفات جان‏گذار همسر با وفای رسول خدا (ص) ، یاور و حامی مصطفی
،

سمبل صلابت و استواری، افتخار بانوان گیتی،

بزرگ بانوی اسلام،حضرت خدیجه ی کبری(س)


بر اهالی سنا تسلیت باد.


بهانه ای برای سلام!

بسم رب المهدي (عج)

 بهانه اي براي سلام

فرهنگ لغت رو باز كرم و شروع كردم به ورق زدن دنبال كلمه ي فرهنگ مي گشتم تا  به خطي رسيدم كه نوشته بود فرهنگ همون چيزيه كه از فكر وذهن ادما سرچشمه ميگيره.همون چيزيه كه مي تونه زندگيه ادما رو ازاين رو به اون رو كنه. فرهنگ از افكار و سنت هاي يك جامعه و آدم هاش شكل مي گيره.فهميدم كه فرهنگ خيلي كارا ميتونه بكنه و اونقدر اهميت داره كه تو هر نهاد بزرگي يه بخشي رو بهش اختصاص ميدن.

اما بهترين فرهنگ كدومه؟غرب شرق شمال يا جنوب؟!!!!كدومشونه كه تونسته بهترين الگو و اصول رو ارائه كنه؟

كدوم فرهنگ به جز فرهنگ ناب احمديه كه جاودان و بي نقص باشه؟!

آيا فرهنگي جز فرهنگ مهدوي كار رو به جاييكه بايد ميرسونه؟!

و اما كارگروه فرهنگي سنا

كارگروهي كه وظيفه نشر ناب ترين فرهنگ و اصول رو بر عهده داره كارگروهي كه

مي خواد شعور و فرهنگ مهدوي رو ارتقاء بده و جاي خالي بحث هاي انتظارو تو دانشگاهمون پر كنه و دست در دست اعضا و ياراي خوب سنا براي ازمهجوريت دراوردن اين فرهنگ اصيل تلاش كنه.

واما درخانواده ي سوم سنا مسئولين كارگروه فرهنگي اين نوشته رو بهانه اي براي سلام به دوستان سنا قرار دادن تا با ذكر يا علي و يا مهدي شروعي براي فعاليتهاي اين دوره داشته باشن.سلامي به گرمي انتظار دوست انتظاري پويا براي محبوب واين فرصتيه براي به گرمي فشردن دست دوستايي كه به هر نحوي محبتي تو دلشون احساس مي كنن و دلشون سرشار از احساس وظيفه براي از غربت در اوردن امام عصرشونه.

و حالا از ولي عصر (عج)عاجزانه تمناي توفيق خدمتي ناب خالص و بي ريا روداريم تا بتونيم با هم قدمي در راه شناخت مولامون مهدي فاطمه برداريم.

در اخر با تشكر از دوستان و مسئولاي قبلي فرهنگي اميدواريم بتونيم روز به روز بيش از پيش قدم در مسيرترويج فرهنگ مهدوي برداريم.

                                                                                       توكلت علي الله

سلام اخر...


سلام

این سلام ، سلام اخر .. و در این سلام که بیشتر به خداحافظی شبیه نمیدونم باید درباره ی چی

صحبت کنم ، یعنی اصلا اغازی که بیشتر شبیه یک پایانه چطور شروع کنم ؟!

به ذهنم خیلی چیزها میرسه :


* تو به من خندیدی و نمیدانستی

                           من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم...


*
وای باران ، باران    شیشه ی پنجره را باران شست

                           از دل من اما ، چه کسی نقش تو را خواهد شست...

* تو را من چشم در راهم شباهنگام

                 در ان هنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی...

 *زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

                           گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست...

اما ، دلم نمیاد که هیچکدوم رو ادامه بدم !

توی تمام این واژه ها که به تشنگی یک شعر نقش بسته ، ذهنم مرا به جایی فراتر اوج میده

به بیانی از مقام معظم رهبری :

"بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود."

این جمله غوغایی در دلم به پا میکنه ! پیش خودم فکر میکنم که چقدر عمیق بیان شده !

با اینکه مدتهاست با تمام وجود و صادقانه در حال تلاش برای رسیدن به یک هدف بودم ، اما این جمله

منو زیر سئوال میبره وحالم رو منقلب می کنه !

ایا تمام وجودم پر پرواز بود ؟ یا حتی نتوانستم تکه ای از ان را تقدیم پیشگاه یگانه تتمه ی اسلام کنم ؟

نکنه همین وجود مانع رسیدن من به حقایق بود ؟!

هزاران سئوال دیگه به ذهنم میرسه ! هزاران سئوال بی جواب که باید از خودم بپرسم

نه از کس دیگه ! و به درون خودم رجوع کنم

و این سئوال ذهنمو مشغول میکنه که من چقدر با علی (ع) و فاطمه (س) و حالا چقدر

با مولایمان مهدی (عج) و خواسته های ان بهترینان عالمین از یک فرد مهدوی فاصله دارم ؟

نتیجه گیری ام این است که نه ! من لیاقت حضور در پیشگاه ملکوتی یوسف زهرا را ندارم .

من با این وجود خاکی و عاصی توان تصمیم گیری خواسته های صاحبمان را ندارم !من بسیجی نیستم !

و در اخر خواهم گفت :

 دوست داشتم جاده ای باشم که به تو میرسد . ولی افسوس که

هنوز هم یک جاده ی تکراری ام و شاید بی انتها...

   والسلام
              خداحافظ.....
                                                                         مشاور و برنامه ریز سابق
     

دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، عليه ‏السلام...

اشاره:

آنچه كه يك شيعه منتظر مى‏ بايست درباره امام و مقتداى خويش بداند مجموعه‏اى از معارف را شامل مى‏شود، كه برخى مطالبى عمومى‏ اند كه فراگيرى آنها بر همه لازم است و برخى ديگر مطالبى تخصصى كه شايد براى همگان لازم و ضرورى نباشد.

 

1- مهدويت‏ شخصيه و نوعيه

در باب مهدويت عقيده مذهب شيعه اين است كه مهدويت‏خاصه صحيح و مقبول است و به تعبير ديگر آنچه مورد پذيرش است مهدويت‏شخصيه است نه مهدويت نوعيه.
لكن بعضى از صوفيه و عرفا قائل به مهدويت نوعيه بوده يا هستند. به اين معنا كه عقيده دارند در هر عصرى و دوره‏اى بايد يك مهدى وجود داشته باشد كه ويژگيها و خواص مهدويت را داشته باشد و مى‏گويند هيچ عصرى خالى از يك مهدى هادى نيست و ضرورتى هم ندارد كه مشخص شود از نسل چه كسى است و چه خصائصى را داراست! (1) اين عقيده بعضى صوفيه و عرفا است كه البته از نظر ما نامفهوم بلكه مردود است. عقيده مبرهن و مستدل مذهب شيعه آن است كه مهدويت، مهدويت‏ شخصيه است، يعنى يك فرد است كه مهدى اين امت است و موعود امتها و ملتها است و ابعاد و ويژگيهاى او مشخص است. خانواده‏ اش، پدر و مادرش، محل ولادت و غائب شدن و نشانه‏هاى ظهورش و حتى خصوصيات جسمى او و در يك كلام همه ابعاد مربوط به او اعلام شده است و با اين مشخصات و ويژگيهاى ذكر شده، ما فقط يك مهدى را قبول داريم. آرى يك فرد به عنوان مهدى است كه واجد و جامع تمامى اين خصائص و ويژگيها و نشانه‏ها است.
براى آنكه مفهوم مهدويت نوعيه مقدارى روشنتر شود، به اشعارى از ملاى رومى درباره امام حى غائب دقت كنيد كه مى‏گويد هر دورى يك ولى دارد ولى ما معتقديم كه در تمام ادوار و اعصار تنها و تنها يك ولى هست ملاى رومى مى‏گويد:
پس به هر دورى وليى قائم است تا قيامت آزمايش دائم است
هر كه را خوى نكو باشد برست هركسى كوشيشه‏ دل‏ باشدشكست
پس امام حى قائم آن ولى است خواه ‏از نسل عمر،خواه از على‏است
مهدى و هادى وى است اى راه جو هم‏ نهان و هم نشسته پيش رو (2)

اين كه در ابيات بالا ملاحظه مى‏نماييد مفاد مهدويت نوعيه است. ما قائل هستيم كه اين ادعا هيچ دليل و برهانى در مقام اثبات ندارد; بلكه تمامى ادله مهدويت‏شخصيه و خاصه به گونه‏اى است كه هر نوع مهدويت ديگرى را نفى مى‏كند و مهدويت‏ شخصيه خاصه را با همان ابعاد و جزئيات و شرايط و صفات و علاماتى كه بيان داشتيم; اثبات مى‏نمايد. پس اگر در مطالعات و بررسيها پيرامون امام زمان، عليه‏السلام، مهدويت نوعيه به بيان فوق يا هر بيان ديگر ارايه و مطرح شد بايد توجه داشت كه اين نظر و عقيده اصيل و پذيرفته شده شيعه اماميه نيست‏بلكه ديدگاه مذهب شيعه همان هدويت‏ خاصه شخصيه است كه به آن معتقديم....


ادامه نوشته

مطالب رسیده...

سلام  

مطالبی که در این هفته به دستمون رسیده :

- احادیث مربوط به ماه مبارک رمضان

- مقاله ای با عنوان "بررسی ، مقایسه و تطبیق مفاهیم ظهور منجی و علائم ان "

ممنون از مطالبتون


بازم منتظر مطلبای قشنگ و خواندنیتون هستیم... 
  

                                                                                          " یا حق"                    

یه خبر اما کمی کم اثر...

کانون مهدویت در دانشگاه های آزاد ایجاد می شود

حجت الاسلام نصوری، معاون تبلیغ و اطلاع رسانی مرکز تخصصی مهدویت در گفت و گو با خبرگزاری آینده روشن اظهار داشت: مرکز تخصصی مهدویت با همکاری نهاد نمایندگی ولی فقیه منطقه ۲ کشوری اقدام به ایجاد کانون مهدویت در دانشگاه های بین منطقه نموده است.

وی گفت: در این خصوص توسط مرکز تخصصی مهدویت اساس نامه و برنامه های کانون مهدویت دانشگاه ها تدوین شده است.

نصوری همچنین اظهار داشت: توسط این مرکز سیر مطالعاتی مهمترین مباحث مهدویت نیز مورد بررسی قرار گرفته و تدوین گردیده است.

پنجشنبه 26 مرداد 1385

دوستان می بینید خبر های قدیمی رو خوندن چقدر خوبه! به تاریخ خبر یه نگاهی دوباره کنید...

می ریم دنبالش ببینیم چقدر این ضوابط محقق شده ...

 

چاههای اندوه...



در ژرف‏ ترین چاه‏های اندوهم، نام تو تنها ریسمانی است که به ان چنگ می‏زنم، تو ای همیشه اجابت! برکه کوچک شادی ام را باران دوری‏ ات گل‏ الود می‏کند و کودک روحم از رعد و برق ابرهای هجران می‏ترسد. قدم‏های خسته‏ ام، هر غروب، با نفس گرم جاده می‏دود تا شاید افق حضور تو را بیابد، ای پیدای پنهان
!

نگاهم، هر شب از سقف اسمان اویزان است؛ به دنبال ستاره دنباله ‏دار ظهورت.
من از قاصدک‏ها توقع دارم دلتنگی‏ هایم را به گوش گل‏های باغ تو برسانند؛ همان دلتنگی هایی که هر غروب، دل خورشید را خون می‏کند؛ همان که ابرها برایش گریه می‏کند، همان که موج‏ها از شنیدن ان، سر به صخره می‏کوبند، همان که ماهی‏های حوض مسجدمان، از شرمندگی ‏اش قرمز شده‏اند، همان که خواب را از چشمان ماه گرفته است و ارامش را از توفان و همان که بادبادک صبرم را از زندان دستانم می‏رماند و به ناکجا اباد فریاد می‏رساند.
ای همیشه ناگهان!
ما را به ناگهان همیشه خود برسان.
ای مسیح!
در ما شب ماندگان فراق، سپیده ‏دمان را بدمان.
ای کلیم!
چشمان ما را از نور دستان خود بنوشان.
ای ابراهیم!
اتش غربت را بر ما گلستان کن .
ای نوح!
ما را به کشتی حضور خود نجات بخش .
و ای قائم مقام پیامبر رحمت!
ظهورت را به ما مرحمت کن
....

دل نوشته های انتظار...

مولای من...

               از چه دانم...؟

                                زچه من در شب هجران تو،هی سوخته ام...؟

               تا به کی...؟

                                در شب هجران تو،من ناله و فریاد زنم...

مولای من...

               کفنم خالی است...

                                همه چیز را در راه هوا و هوس داده ام...

مولای من...

               دیگر جانی ندارم...

                                ستارگان سرزمین امیدم،همه سوسو می کنند...

               دیگر نفس هایم به شمارش افتاده...

                                دیگر تپش های قلبم میل تکرار ندارند...

مولای من...

               دل نوشته های انتظار،در کشاکش کوچه های ناامیدی سرگردان اند...

 

مهدی جان...

               امشب «منتظر» در پهنای بیابان مخوف و بی ستاره ی درون خود،

               خار مغیلان را به جان می خرد؛تا شاید التیامی بر دل خسته اش باشد...

               گویی سکوت بر سرپنجه ی قلمش رخنه کرده،دیگر توان حرکت ندارد...

               اما هنوز هم تک جمله ای جان دیگری به آن می بخشد:

«اللهم عجل لولیک الفرج»

                                                                                                                   «منتظر»

 

[با سلام خدمت اهالی سنا

امشب در آخرین قلم زنی خود(در وبلاگ سنا)کاملا سرگردان بودم؛

فکر کنم شما نیز این رو حس کرده باشید.

نمی دونم چرا؟!! ولی این رو هم میتونید پای قلم ضعیفم بذارید...

خلاصه امیدوارم با شروع به کار اعضای جدید شورای مرکزی و در واقع نویسندگان جدید آن

و همراهی اعضای قدیمی،این وبلاگ هرچه بیشتر در جهت تحقق آرمان های مقدس کانون مهدویت سنا

قدم بردارد و اسبابی جهت خوشنودی و رضایت مولایمان و همچنین زمینه ساز ظهور آن حضرت گردد،انشاء الله.

و در پایان نیز از محضر سید و مولایم حضرت بقیة الله العظم(روحی فداه)، به خاطر تمام اشتباهات و کاهلی ها و

کوتاهی هایم در این مدت٬طلب عفو و بخشش عاجزانه را دارم.]

 

 

*اخبار سنا*

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم      سحری با نظر لف تو بیدار شویم

 سلام به همه ی دوستان سنایی

با تبر یک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه قران و ماه هدایت ...

به اطلاعتان میرسانم ، طرح ختم قران کریم در اولین جمعه ی ماه رمضان به نیت سلامتی وتعجیل در فرج اقا

امام زمان (عج)برگزار میشود .

دوستانی که علاقمند به شرکت در این طرح هستند ، تا پایان روز 5شنبه 5/6/88 برای در یافت

حزب خود با شماره ی سنا (09361641101 ) تماس بگیرند . 

                                                                                                 " یا حق"

                                                                                                 http://ghel-ghellak.persiangig.com/image/66.gif

ماه خوبی ها

چه زیبا قد می کشم با قد قامت الصلاة عشق تو و سبز می شود ، ثانیه هایم در تبسم نگاه مهربانت.

فرشتگان بال در بال، پیشانی زمین را متبرک می کنند و سکوت اسمان پر از زمزمه ی ربناست.

چـه زیبـاست سجـده بـر حریم مـهربانی دوست و چـه بـا شکوه است میهمانی سـفره برکـت اسمانی ات.

دلهایمان را از غبار تیرگی رسته ایم و به عشق تو اراسته ایم باشد که عنایتی کنی و قدم در ان نهی که می

دانم رمضان فرصت دوباره ی دوستی هاست.

دوستی من با تو ای خدای مهربان...


در خلوت بیداران شب زنده دار،  با دستی به دعا و چشمی به امید،

نجوایی عارفانه و عاشقانه سر دهیم .


عشق بازی با خدا؛ عالمی دارد!

در لحظه های ناب عاشقی یادمان کنید...


رسول خدا (ص) فرمود : رمضان ماهی است كه ابتدايش رحمت و ميانه اش مغفرت و پايانش ازادی از اتش جهنم است .

الفبای دلدادگی

 

مهدی ِ صاحب زمان

 

ماه از فروغ روی تو فانوس آسمان

خورشید بودی و ناگه شدی نهان

هر جای که پای گذارد مرید تو

رخسار ماه تو بر او شود عیان

دل روشن از طلیعه ی انوار رحمتت

هر سَرو در برابر سرو قدت کمان

یار تو بوده ایم ز اول که عاشقیم

لطفی کن ای حبیب بر این خیل عاشقان

صد بوسه می زنیم به جای نَعال تو

بر مقدمت همه سر می دهیم و جان

ای وارث شجاعت مولای عاشقان

وی حامی تن رنجور بردگان

حُسنت ز یوسف و خُلقت ز احمد است

بر ما بیار چهره ی زیبا به ارمغان

بستیم محمل جان را به زلف تو

دل ها همه چون ناقه و لطف تو ساربان

زِیب جهان و زیور گردون همه تویی

شمس و قمر غلام تو در جمع کاروان

ما چشم خویش به راهت نهاده ایم

بگذر دمی ز دیده ی عُشّاق جاودان

از ما مگیر فرصت دیدار طلعتت

ای یادگار حیدر و ای برتر از مهان

ناگفته است هما ز حسنت یک از هزار

عیسی صفت برسان جان به خستگان

استاد جلاالدین همایی

شروعی متعهد...

با نام سنا قصد به قربت داریم

از قربت این زمان فراغت داریم

با صاحب این زمان چو عهدی بستیم

دلداده ی او شدیم و همت داریم

سلام

بالاخره انتخابات هم برگزار شد و دور سوم کانون سنا از همین لحظه آغاز شد تبریک به همه افرادی که انتخاب شدند و خسته نباشید و تبریک دو چندان به آن هایی که یک دوره فعالیت کردند مردان و زنانی که مردانه در راه مولای خود حضرت بقیه الله الاعظم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کوشیدند

اسامی خانواده سنا در دور سوم به این شرح است :

دبیر: سرکار خانم سید امیر خانی

مشاور: عظیمی

روابط عمومی:  سرکار خانم خادمی

کارگروه فرهنگی: سرکار خانم نمازی و سرکار خانم بایرامی

کارگروه اجرایی: سرکار خانم سمیع زاده و سرکار خانم حسیبی

کارگروه تبلیغات: سرکار خانم قلی پور و سرکار خانم سمیه نجفی

کارگروه پژوهشی:سرکار خانم علی اکبر زاده و جناب آقای نیاز زاده

این آخرین مطلب من به عنوان دبیر بود

نماز و روزهاتون قبول

حلالمون کنید

خداحافظ

چشمانم به در است تا زره باز آیی...