دانلود سخنرانی دکتر امیر مهرداد خسروی در همایش آرامش

سلام بر اهالی سنا

این هم صدای جلسات آرامش؛ دانلود بفرمائید...


جلسه اول

جلسه دوم

جلسه سوم


آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی

زان شد کنار دیده و دل تکیه گاه تــــــو

همایش " معماری حیات "

" بسم رب المهدی "

کانون مهدویت سنا یک بار دیگر به همت مسولین پر تلاشش همایشی این بار کمی متفاوت را

برگزار کرد که برای کسانی که نتواستند حضور داشته باشند خلاصه مراسم را نوشتیم ...

برگزاری همایش " معماری حیات "  با حضور دکتر حسن عباسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد

پزشکی تهران :

به همت کانون مهدویت سنا در روز یکشنبه 24ام آذر ماه طی سه ساعت همایش زیست شناسی با

حضور دکتر حسن عباسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران برگزار شد .

در ابتدای این همایش جناب آقای دکتر رامین ( ریاست محترم دانشگاه ) ، ضمن خوش آمد گویی

 به اساتید ، هییت علمی دانشگاه، دانشجویان و کارکنان دانشگاه از جناب آقای دکتر عباسی برای

حضور در این دانشگاه تقدیر و تشکر به عمل آوردند ؛ و همچنین یاداور شدند دست یابی به علم

حقیقی از مهمترین اهداف این دانشگاه بوده و در اجرای برنامه های آینده قرار خواهد گرفت .

مشروح سخنرانی دکتر عباسی :

دکتر عباسی با اشاره به نظریه درخت حیات " tree of life  " که پایه علم بیولوژیک بوده و از

نظر دانشمندان و نظریه پردازان این علم همه موجودات زنده را در بر می گیرد ، بر این موضوع

تاکید کردند.

که این نظریه محدود و ناکامل است .

ایشان در ادامه افزودند، درنظریه درخت حیات که شامل موجودات زنده از تک سلولی ها تا انسان

میشود، جایگاهی برای موجودات زنده ای همچون جن ، ملک و روح در نظر گرفته نشده ؛ در

صورتی که این موجودات دارای حیات هستند و همچنین کشورهای غربی بر این موضوع اذعان

 داشته و به مراتب دیده میشود که در رسانه هایشان به صورت بارز از آن نام برده شده و گاهی

حتی محور اصلی فیلم های هالیوودی قرار می گیرد؛ اما با این آگاهی بازهم با شرایطی مواجه

هستیم که می بینیم.

متاسفانه هنوز جایگاهی برای آنها در علم بیولوژی قرار گرفته نشده است.

ایشان همچنین با اشاره به این نکته که ایمان در قلب انسان هفت پایه اصلی دارد و یکی از انها 

" ایمان به ملایک " است، یادآور شدند در صورتی که این موجودات دارای حیات را نادیده بگیریم و

جایگاهی برای آنها در نظر نگیریم یکی از پایه های ایمان را نخواهیم داشت .

در نهایت میتوان به عنوان چکیده حرف های ایشان این جمله را بیان کرد :

( علم زیست شناسی که در دانشگاه ها تدریس میشود کامل نیست و فقط بخشی از موجودات زنده

را در بر می گیرد )

در پایان این مراسم به رسم یادبود به افراد شرکت کننده 300 جلد کتاب " حدیث عنوان بصری "

 هدیه داده شد.

جای تمام کسانی که نبودند خالی ...

و به تمام بر و بچه های کانون مهدویت سنا هم خسته نباشید جانانه میگویم .

اجر همه تان با صاحبش ...

" اللهم عجل لولیک الفرج "

 

سیاهه

سلام بر اهالی سنا

لا جرم و بدون ترمز حتی بدون خط ترمز! یکسره از محل کار آمدم خانه... چند روز است نیت کرده ام در گوشه ی مجازی و مطهر سنا سیاهه ای بنویسم اما بهانه ای ندارم. نه بهانه ای دارم ، نه حرف حسابی ، نه علم ینفعی نه طبع روانی...

ولی می خواهم همین گونه از سر دلدادگی سیاه کنم این صفحه ی سپید word 2007 ام را !! گویی در قدیم مانده ام... همیشه با خودم می گویم این سیاهه ها به چه درد دیگران می خورد اما این بار هوای سنت شکنی دارم هوای سیاهه نویسی هوای سایه نویسی... راستش وقتی به نور دست نیابی دیگر باید از سایه بنویسی چون وجود سایه وقتی معنی می یابد که نوری باشد حتی اگر تو سال هاست به دیدن سایه ها عادت داری... و چه عادت دردناکی ست.

همه چیز در همان سال های قبلی سنا مانده اند و من این ماندن را دوست دارم... همه چیز ... از word این جناب مستطاب روبرویم گرفته تا همه(که دروغ است نه همه ی همه) ی نرم افزار هایش...

برای نصب هرکدامشان یک دلیل سنایی دارم... همه چیز در همان روز های سنا مانده اند ولی این خودم هستم که نمانده ام ...! رفته ام... فوت شده ام به معنی عام کلام...(گرفته شده ام)... و غرق شده ام تا اینجا( شما که نمیبینید کجا را نشان می دهم تا همین جا... همین ایییین جا)...

اصلا من از اول هم نبوده ام همه چیز از یک کلمن شروع شد... وگرنه ما دوزخیان که با کمی تخفیف نهایتش برزخی باشیم کجا و رضوان سنا کجا...

ادامه نمی دهم کافی ست، زیاد است، روی است، ریا است، حرف است، باد است، هوا است، و در یک کلام اصلا نـــیـــســــت... و سکوت بهترین حرف این ثانیه هاست...

به قول زنده یاد نصرت رحمانی:

بنگر چگونه دست تکان می دهم

گویی مرا برای وداع آفریده اند!

کنج لبان من

نام کدام گمشده ای جای مانده است

نامی ...،

کز آن شکفته گل یاس؟

--------------------------------------------------------------------------------------------

پا نوشت:

رفقا خبری نیستا... مسئولین کارگروه ها خوش به حالشون نشه جلسه ی آینده برقرار است و حسابی از دوستان می پرسیم برای آغاز عهد چه کارا کرده اند گفته باشیم... :)


کشتی نجات

علامه جعفری(ره): حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد چراکه این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین(ع) ریخته می شود می گذرد.

ای کاش

ای کاش اهل عالم می دانستند که با آمدنت چه سعادتی که برپا نمی شود.

که نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده ...

ای کاش مسیحیان می دانستند که مسیح خود دلداده ی توست,وبرای ظهورت لحظه شماری می کند تا در نماز به تو اقتدا کند وبه پیروانش بگوید:ای مردم اگر من مرده ای را زنده کردم,این موعود احمد(ص),زمین را زنده میکند.تا مسیحیان هم همراه ما فریاد برآرندکه:

السلام علیک یا امام المسیح

ای کاش کلیمیان می دانستند که نه تنها ید بیضا,عصای موسی(ع),الواح تورات,انگشتر سلیمان,که تمام مواریث انبیادر نزدتوست واگر موسی(ع)منجی بنی اسرائیل بود,تومنجی عالمی واگر موسی بایک فرعون در افتاد توباهزاران.

ای کاش زرتشتیان می دانستند که فقط با آمدن توست که گفتار نیک,پندار نیک وکردارنیک مجال بروز پیدا می کند.

ای کاش ما شیعیان لحظه ای با خود خلوت کنیم واز خود بپرسیم:آیابه راستی خداوند حکیم, این ولی معصوم و مظلوم را برای این آفریده که قرن های متمادی در پس پرده ی غیبت,نظاره گر دست و پا زدن ما,در بدبختی وغفلت باشد ...

ای کاش می دانستم که حسین دوران تویی,صحرای کربلاغربت توست وگوش جانم را از ناشنوایی رها می کردم تا بشنوم صدای (هل من ناصر ینصرنی) تو را...

ای کاش زائران حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)می دانستند که آن امام ده ها سال پیش دعای قنوتش ظهور شما بود.با شنیدن نام زیبایت وبه احترام تو از جا برمی خواست ودست ادب بر سینه می نهاد.اگر زائران رضوی می دانستند که ضامن آهو داغدار غربت توست لااقل کنار ضریح وزیر گنبد طلا دست به دعای فرج وظهور بلند میکردند.

و ای کاش...

همه ی ما روزی این را بفهمیم عدالتی که در محراب مسجد کوفه با شمشیر زهر آلود دونیمه شد فقط به دست تو آقای ما این عدالت خدایی زنده خواهد شد ...

اللهم عجل لولیک الفرج

 

نامگذارون

سلام  به شما

همونطور که مستحضرید

 همایش دکتر عباسی در راهه...

 

اما هنوز اسم نداره

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

یعنی هنوز براش اسمی نذاشتیم...

اگه می خوای تو هم سهیم باشی

برای نامگذارون

پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

تا فردا اسم های پیشنهادی خودتو تو بخش نظرات ثبت بفرما

فقط تا فررررررررررررررردا فرصت دارید...

پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

یعنی ۵شنبه

 

حضرت زین العابدین(ع)تداوم ‏بخش عزت و افتخار حسینی

پیشوای چهارم شیعیان علیه السلام بعد از حضور در حماسه افتخار آفرین و عزت بخش عاشورای حسینی، از لحظه‏ای که در غروب عاشورا با شهادت پدر بزرگوار و سایر عزیزانش مواجه گردید برای ادامه راه آنان، مسئولیت‏سنگینی را به دوش کشید . امامت امت، سرپرستی اطفال و بانوان، رساندن پیام عاشورا به گوش جهانیان، تداوم مبارزه با طاغوت و طاغوتیان و از همه مهمتر پاسداری از اهداف متعالی امام حسین علیه السلام که موجب عزت و افتخار عالم اسلام گردید، از جمله مسئولیتهای آن امام همام به شمار می‏آید .
 امام سجاد علیه السلام که در دوران امامت‏خویش در محدودیت‏شدیدی به سر می‏برد و حاکمان مستبد اموی سایه شوم خود را بر شهرهای اسلامی گسترده بودند و اهل ایمان از ترس مال و جان خود مخفی می‏شدند، با اتخاذ صحیحترین تصمیمها و موضع گیریهای مناسب و بجا و با استفاده از مؤثرترین شیوه‏ها توانست از فرهنگ عاشورا و دست آوردهای ارزشمند آن - که همان عزت و افتخار ابدی برای اسلام و مسلمانان و بلکه برای جهان بشریت‏بود - به صورت شایسته‏ای پاسداری کرده و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشد و یاد و نام و خاطره سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیهما السلام را جاودانه ساخته و بر بلندای تاریخ ابدی نماید . در این فرصت‏با مهمترن فعالیتهای آن یادگار امامت در پاسداری از فرهنگ عزت و افتخار حسینی علیه السلام آشنا می‏شویم: 

خطابه‏های حماسی و تاثیرگذار 

بدون تردید روشنگریهای امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب کبری علیها السلام و برخی دیگر از خاندان حضرت ابا عبدالله علیه السلام بعد از ماجرای غمبار کربلا در تداوم آن نهضت عظیم اسلامی نقشی به سزا داشته است . 
مهمترین دست آورد سخنان آن بزرگوار آگاه نمودن مردم غفلت زده، بیدار کردن وجدانهای خفته، افشای جنایات دشمنان اهل بیت علیهم السلام، نمایاندن چهره حقیقی زمامداران ستمگر اموی و انتشار فضائل و مناقب اهلبیت علیهم السلام و معرفی آن گرامیان به عنوان جانشینان بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله بود . امام سجاد علیه السلام در شهر کوفه با مردم ساده، سطحی نگر، تاثیرپذیر و پیمان شکن آن شهر سخن گفته و بعد از شناساندن خویش و افشای جنایات امویان فرمود: «ای مردم! شما را به خدا سوگند می‏دهم، آیا شما برای پدرم نامه ننوشتید و آنگاه بی وفایی نکردید؟ ! آیا با او عهدها و پیمانهای محکم نبستید و سپس با او پیکار کرده و او را به شهادت رساندید؟ ! وای بر شما! چه کار زشتی انجام دادید، شما چگونه به سیمای رسول الله صلی الله علیه و آله نظاره خواهید کرد، هنگامی که به شما بگوید: فرزندان مرا کشتید، احترامم را از میان بردید، پس، از امت من نیستید!» هنوز سخنان امام تمام نشده بود که مردم گریه کنان و ضجه زنان همدیگر را ملامت کرده و به نگون بختی خود، - که خود برگزیده بودند - تاسف خورده و اشک ندامت و پشیمانی می‏ریختند . (1) مهمترین تاثیر این خطابه را می‏توان در سال 65 هجری در قیام توابین به وضوح به نظاره نشست .

شهادت 

حضرت سید الساجدین پس از گذراندن یک عمر پربرکت که در یکی از حساس‏ترین دوره‏های تاریخ اسلام واقع شد از ویژگی‏های مهمی در بین مردم برخوردار شده بود؛ چراکه فضایل و مکارم اخلاقی آن حضرت در هر مجلس و محفلی بیان می‏شد و در یک کلام امام در دل‏ها و عواطف مردم جا گرفته بود. این وضع بر امویان دشوار بود و آنها را می‏رنجاند و از همه کس بیشتر ولیدبن‏عبدالملک کینه امام را در دل داشت. او بارها می‏گفت: «من تا وقتی که علی‏بن‏الحسین در دنیا باشد راحت نیستم». این بود که وقتی زمام سلطنت را به دست گرفت تصمیم گرفت امام را مسموم کند. لذا زهر کشنده‏ای برای کارگزارش در مدینه فرستاد و به او دستور داد تا این زهر را به امام بخوراند و آن نانجیب نیز دستور ولید را عملی کرد. زهر در بدن نازنین امام کارگر شد و بدین وسیله حضرت در سن 57 سالگی در مدینه طیبه به شهادت رسید.

تشییع پیکر امام 

پیکر پاک امام سجاد علیه‏السلام را در شهر مدینه تشییع کردند. در آن شهر از پیکر امام تشییع بی‏نظیری صورت گرفت؛ زیرا توده‏های مردم از مناطق مختلف بر جنازه حضرت حاضر شدند و همگی پریشان و گریان و دل شکسته جنازه مطهر حضرت را بر دوش می‏بردند. مردم در هاله‏ای از اشک با امام وداع می‏کردند. بدن مطهر حضرت سجاد علیه‏السلام را به قبرستان بقیع بردند و در قبری که در کنار قبر عمویش امام حسن مجتبی علیه‏السلام آماده ساخته بودند به خاک سپردند.

رمز پیروزی...

اوایل که بحث اتحادیه جدی شده بود بیشتر از همه از یک چیز می ترسیدم. از چیزی که میدانستم اگر کارمان درست باشد حتما به سراغمان خواهد آمد ....

وقتی  آدم ها با سلایق ، فکر ها ،  روش ها و زمان های متفاوت ،دور  هم جمع می شوند گاه تفاوت ها منجر به اختلاف می شود و

 اختلاف ،اولِ سراشیبی و کم شدن خلوص نیت ها و حتی برکت کارهاست...

همه ی ما در کنار نفس لوامه  و عاقله و ...نفس اماره هم داریم. در کنار خوبی ها ،بدی هم داریم . این ها باعث می شود وقتی در کنار هم هستیم، در کنار لحظه های خوبی که برای هم ایجاد می کنیم ،گاه لحظه های ناخوشایندی هم ایجاد شود.

این اتفاقی است که در همه ی جمع ها می افتد ولی  کار ما از خیلی گروه ها سخت تر است. چرا که وقتی یک گروه  با اهداف مذهبی دور هم جمع می شوند ،می توانند سبب خیرات زیادی در جامعه شوند. 

پس شیطان با  تمام قوا وارد عمل می شود تا به هر ترتیبی که هست آن گروه را متلاشی کند و جلوی این خیرات را بگیرد و بهترین راهش  ایجاد دلخوری بین افراد است. به همین دلیل گروه های مذهبی بیشتر از سایر گروه ها در معرض  این اختلاف ها هستند.
 اصلا اگر اختلاف بینمان ایجاد نشود باید به مسیرمان شک کنیم. چون تنها  در دو گروه اختلاف کم است . یک گروه افرادی که مسلمان واقعی هستند و می توانند به نفس اماره و شیطان غلبه کامل کنند و دوم گروه هایی  که یا منحرفند و یا کارشان اثر زیادی بر جامعه ندارد که شیطان  هم کار زیادی به آن ها ندارد و حتی در باره ی گروه های منحرف سعی می کند به در کنار هم ماندنشان کمک  هم بکند.

همه ی ما  که مسلمان واقعی نیستیم! انسان هایی هستیم که می خواهیم مسلمان واقعی باشیم. به همین دلیل گاه شیطان و نفس اماره را شکست می دهیم و گاهی مغلوب می شویم.هر کس به حد بضاعتش...

در این راه هر چه ایمانمان قوی تر باشد بیشتر در این میدان استقامت  می کنیم و پیروز می شویم.

و خدا  با نگرانی1 نظاره گر است که ایا آدم پیروز نهایی این میدان خواهد شد؟!!!

و کار ما در میدان مبارزه ای که خدای مهربان نظاره گر آن است  فقط استقامت است 

ما نباید شکست بخوریم. باید شکست بدهیم .باید ایمانمان را قوی تر کنیم. ایمان قوی تر یعنی اخلاق بهتر ،مراعات  بیشتر حال دیگران ، خود را مقصر دانستن  ، یعنی تقدم همیشگی دیگران به خود .

ایمان قوی تر یعنی حسن ظن 2بیشتر و تمرین استقامت ،

با کار هایی که به ظاهر کوچک هستند ولی اثرات بزرگی دارند و می توانند یاریمان دهند

مثلا  اگر از کسی ناراحت شدیم حتما همان روز بعد از نماز اختصاصا و به اسم برای او دعا کنیم. 

سعی کنیم با او تماس بگیریم- قبل ازاینکه دلخوری در قلبمان خوب جاگیر شود- و بدون اشاره به موضوع  ناراحت کننده ،فقط جویای احوالش شویم.

ما باید پیروز این میدان باشیم

چون می توانیم

چون او نظاره گر است...



1 ان ربک لبالمرصاد

2  نمی دانم ازکی بد بینی و سوء ظن نشانه ی پختگی و بزرگی شد و حسن ظن نشانه ی سادگی؟!

کاش میدانستیم که حسن ظن یک فضیلت نیست که  بهتر است افراد داشته باشند بلکه یک فریضه است که باید همه داشته باشند .

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی...

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
 
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر
 
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر
 
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر
 
سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر
 
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر
 
همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر
 
سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر
 
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر
 
سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
 
بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر
 
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر
 
چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر
 
در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر
 
همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر
 
پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر
 
میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر
 
حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر
 
تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر
 
جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر
 
صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
 
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر
 
عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر
 
دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
***سید حمیدرضا برقعی***